يك عضو موسس كانون پژوهشهاي علوم ارتباطات اجتماعي با يادآوري نقش مهم رسانهها در آموزش شهروندان گفت: تلاش رسانههاي مستقل براي روشن كردن افكار عمومي ضرورتا مقابله با دولت نيست بلكه تنها نقش آگاهيرساني و آموزشي آنها برجسته شده است....اینجا
مدير گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي با ابراز اميدواري نسبت به افتتاح سه رشته جديد علوم ارتباطات اجتماعي در مقطع كارشناسي ارشد گفت: اگر محدوديتهاي مكاني و مشكل نيروي انساني برطرف شود احتمالا "كارشناسي ارشد روابط عمومي،مديريت رسانه، ارتباطات سياسي" در كنكور آتي دانشجو ميپذيرند....اینجا
ابلاغ نشدن بودجه وزارت ارشاد و بخشهاي زيرمجموعه آن موجب شده تا اولويتهاي پژوهشي دفتر مطالعات و برنامهريزي رسانهها اعلام نشود و بلاتكليف بماند. ...اینجا
این ماجرا موجب میشود خیلی از تحقیقات در زمان مناسب صورت نگیرند یا با سرعت نامناسب انجام شوند و هزاران مشکل دیگر برای محققان.
جابجايي حوزه خبري آفت روزنامهنگاري تخصصي است. این گفته حسين قندي، مدرس روزنامهنگاري است.
قندی با انتقاد از تغيير پي در پي و اجباري خبرنگاران در سرويسهاي مختلف رسانهها گفته که جابجايي حوزههاي خبري و كاري خبرنگاران آفت روزنامهنگاري تخصصي است.من از سالها پيش بارها موضوع تربيت تخصصي خبرنگاران و روزنامهنگاران را مطرح كردهام اما متاسفانه اين امر در ايران عملي نشده است. در حالي كه ديرزماني است در دانشگاههاي روزنامهنگاري سراسر دنيا اجرا ميشود...
يك خبر راديويي: كشور 1800 كتابخانه دارد كه 17 درصد اعضاي اين كتابخانهها را دانشجويان تشكيل ميدهند.
طبق اعلام مسئولان فرهنگي كشور در ايران براي هر 42000 نفر يك كتابخانه وجود دارد. حال آن كه در اروپا براي هر 10 هزار نفر يكي.
ضمنا برخي از شهرستانها و روستاها اصلا كتابخانه به مفهوم واقعي ندارند چه رسد به درجه يك يا دو.
حالا با اين اوصاف بگوييد جامعه اطلاعاتي يعني چه؟
**بازديد آقاي خاتمي از نمايشگاه كتاب حاشيههاي بسيار داشت و البته عكسهاي ديدني از اين خيل جمعيت.

سال قبل طراحي "همايش تخصصي رسانهها و كارآفريني" را انجام داديم؛ قبلا حدود يك سال درباره موضوع كارآفريني بررسي و مطالعه داشتيم.
همه چيز بعد از چند ماه پيگيري و دوندگي مهيا بود تا اين كه دانشكده كارآفريني دانشگاه تهران با طرح ما (من و دوست ارجمندم آقاي پيرهادي) موافقت كرد. طرح همايش رسانهها و كارآفريني را از صفر تا مرحله اهداء جوايز نوشتيم، تايپ كرديم و برايش بارها به قول خيليها پرزنت داشتيم.
به هر حال كم زحمت نكشيديم تا پروپوزال همايش را به رييس دانشكده سپرديم. به هر حال مدتي را با رفت و آمد گذرانديم تا موافقت شد كه اين طرح را با حمايت دانشكده كارآفريني اجرا كنيم. ادعاي ما اين بود كه هم با روزنامه نگاري آشنا بوديم و هم مدتي مطالعه و اگر خدا قبول كند از دانشگاه تحصيلات ارتباطات داشتيم. ضمن اين كه اصلا قرار نيست دانشكده مستقيما هزينهاي براي همايش بدهد.
نميدانم به هر حال چه شد كه در يك پروسه 45 روزه، كلي كار سرمان ريخت و جلسه پشت جلسه اما دقيقا در جايي كه كار جلب مشاركتها و جمع آوري اعضاي همكار به مراحل پاياني نزديك ميشد نظر كارفرماي همايش يك دفعه عوض شد.
از اول هم قرار نبود دانشكده كارآفريني تهران مجري همايش باشد بلكه كارگروه ارتباطي ما به عنوان مجري و طراح مسئوليت داشت و جناب كارفرما هم به عنوان دبير اجرايي حكمي صادر و امور اجرايي همايش را كاملا به ما سپرده بود. بالاخره اين كه بعد از 45 روز فعاليت 4 نفره اين دبيرخانه گفتند كه فلاني گفته كار خوب جلو نميرود! در حالي كه 35 جلسه با اخذ حداقل 32 توافق همكاري در كارنامهمان ثبت شد! نهايتا آنقدر بروكراسي فرسوده و اداري هميشگي كار را معلل و معطل نگه داشت كه از خيرش گذشتيم و اعلام كرديم اگر دبيري اجرايي را به پرسنل دانشكده يعني همان خانم فلاني بسپاريم كار تمام ميشود؟ تلويحا گفتند بلي.
ما هم اين كار را كرديم و بعد از سپردن دبيري اجرايي همايش به دوستان ديگر منتظر شديم كه كليد همايش بخورد... سريعتر تكليف سالن برگزاري معلوم شود، ميزان حمايت اسپانسرها تعيين شود و اعضاي شوراي سياستگذاري هم معين شوند و...
حالا از زمان واگذاري امور اجرايي دبيرخانه به خود دانشكده تا امروز هيچ اتفاقي خارج از دستاوردهاي قبلي ما نيفتاده و هفته قبل كه در دانشگاه تهران حضور داشتم با كمال تعجب ميبينم كه حتي هنوز پوستر همايش طراحي يا چاپ نشده و دبير اجرايي جديد ميگويد كه انشاءا...ديگر همه چيز تمام است! امروز وقتي مصاحبه سايت دانشگاه تهران را ميخواندم آنقدر از اين دست اجحاف دلم گرفت كه فقط خواستم به دوستم بگويم " راست ميگفتي! اينجا مفهوم كارآفريني همين است؛ يكي توليد ميكند و ديگري بهره ميبرد "!
(اينها را ننوشتم كه از دوستان دانشكده كارآفريني گله كنم بلكه خواستم بگويم ما همچنان هستيم. هر چند در بخش ديگري از اين همايش اما به اين بهانه از تمام دوستان و اساتيد ارتباطات دعوت ميكنم در اين همايش كه قرار است شهريور ماه برگزار شود شركت كنند.)
به گزارش پارسه دكتر منتظرقائم با اشاره به ضرورت اطلاعرساني دقيق رسانهها در حوزه ميراث فرهنگي عنوان كرد: رسانهها بايد در ابتدا درباره ميراث فرهنگي تحقيق و بررسي كنند تا در مواقع لزوم بتوانند به خوبي به صورت مستند و مستدل از آن دفاع كرده و اطلاعرساني صحيح كنند. در واقع روزنامهنگاران و خبرنگاران ميراثفرهنگي بايد در عين حال پژوهشگران اين حوزه بوده و همچنين از آگاهي حقوقي كافي برخوردار باشند.
عضو هيات علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران تصريح كرد: متاسفانه به رغم توجه حرفهاي به مقوله ميراث فرهنگي طي سالهاي اخير، روزنامهنگاري در اين عرصه همچنان از ضعف پژوهش رنج ميبرد.
تمام بخشهاي ميراث فرهنگي نيازمند تحقيق موشكافانه است. ميراثفرهنگي بخش مهمي از هويت هر ملتي است و رسانهها ابزار موثر و پرمخاطبي براي شكلگيري شناخت صحيح از ميراثفرهنگي هستند. از اين رو هرگونه خطاء در اطلاعرساني اين حوزه اثرات منفي جبرانناپذيري در جامعه ميگذارد و در نگاهي كلان تبعات مخرب آن با توجه به اهميت جهاني و استراتژيك ميراث فرهنگي ، وجهي بينالمللي نيز پيدا ميكند.
عضو هيات داوران سومين جشنواره ميراث فرهنگي و رسانه، آموزش را در تحقيق هر نوع فرهنگسازي مهم دانست و افزود: استفاده از عكس، فيلمهاي مستند و جلسات گفتوگو بهترين قالبهاي آموزشي در مقوله ميراث فرهنگي هستند. البته فعالان رسانهاي حوزه ميراث فرهنگي علاقهاي به حضور در كلاسهاي تئوري ندارند و براي آموزش آنها بايد از بهترين قالبها و بهترين روشها استفاده كرد.
قندي كه كتاب را يكي از پايههاي ارتباطات اجتماعي ميداند در گفتوگو با پارسه درباره بيتوجهي به اين جنبه كتابخواني اظهار كرد: براي ترويج كتابخواني تبليغات بايد گسترش پيدا كنند تا تمام افراد از يك دانشآموز دبستاني گرفته تا يك استاد دانشگاه با توجه به منظري كه از كتاب ميبينند مراجعه، آن را خريداري و مطالعه كنند...
رييس مركز پژوهشهاي اسلامي صداوسيما در همایش"سكولاريسم و رسانه" آمار جالب توجهی داده است: ۳۰ هزار شبکه ماهواره ای سکولار داریم که ۱۲۰۰ تا از آنها مختص موسیقی اند، ۳۰۰ شبکه به پخش فیلم مستهجن تعلق دارند و فقط ۲۵۰ شبکه به کودک و دین میپردازند. 32 شبكه فارسی و 138 شبكه فيلم هم به این آمارها اضافه شده است.
حالا بحث من این است که بالاخره از 90 ماهواره ای که اعلام شده بود در دنیا حضور دارند چند شبکه دریافت میشود؟ فردين عليخواه عضو اصلي تيم پژوهشی كه از سال 1380 تا كنون هر ساله پژوهشي با عنوان الگوي استفاده از شبكه هاي ماهواره اي در ايران را به صورت ملي اجرا ميكند اخیرا گفته بود: طبق آخرين آمار سايت هاي معتبر مربوط به صنعت ماهواره ميتوان گفت كه امروزه حدود 90 ماهواره در جهان فعاليت ميكنند كه اين تعداد ماهواره امواج حدود 7000 شبكه تلويزيوني را ارسال ميكنند. از بين اين 90 ماهواره امواج حدود 30 تا 35 ماهواره آسمان كشورمان را پوشش ميدهد. حالا کدام صحیح است یا شاید رسانه های مخابره کننده در انتشار سخنان ایشان اشتباه کرده اند؟
اپرا وینفری (Oprah Winfrey) در ۲۹ ژانویه سال ۱۹۵۴ در میسیسیپی به دنیا آمد. اين مجري تلويزيوني كه ميزبان بسياري از شخصيتهاي مشهور جهان و هنرمندان بزرگ بوده مهمترین شغلش اجراي برنامهٔ تلویریونی اپراست؛ به همين دليل بيش از 500 ميليون دلار ثروت دارد و سالانه 250 ميليون دلار نيز به عنوان حقوق دريافت ميكند.
وینفری اولین زن میلیاردر آفریقایی - آمریکایی و دومين زن ثروتمند در ليست10 نفره زنان ثروتمند دنياست. ديشب يكي از كانالهاي جهاني اعلام كرد كه اپرا ثروتش بيش از ملكه انگلستان محسابه ميشود. او ضمنا خانواده نشريات اپرا را هم مديريت ميكند و خلاصه از اين طريق توانسته ارتباط بینظیري با مردم سراسر دنیا برقرار كند.

او با سرپرستي و توليد Show معروفش میلیونها ببیننده دارد.
نمی دانم چرا امروز را برای ساخت وبلاگ جدید انتخاب کردم؟! اين اولين جملهاي بود كه دو سال قبل در وبلاگ نويسه به تحرير درآوردم. امروز دو سال از تولد وبلاگ نويسه گذشت و خودم هم به كلي فراموش كرده بودم دوساله شدهام.

انگار همين چندوقت پيش بود كه با شوق و ذوقي براي اولين بار وبلاگ پيشخبر را با شناسههايprelim يا pishkhabar در سرويس persianblog ايجاد كرده بودم. 7-8 سال از آن وقتها فكر كنم گذشته و شايد من 3 بار فرزند تفكر و ذهنم را با اسامي مختلف متولد كرده و البته بعد رها كردهام.
به نظرم اين وبلاگنويسها واقعا دچار زايش هستند و مدام در كلنجارند كه چيزي از ذهن و ايدهشان متولد شود تا جسمشان خلاصي يابد. خودم هم همين طور و برداشتم اين است كه امروز با آن روز مثل محيط اطرافم چقدر فرق كردهام. نوشته ام تا خلاص شوم، نوشتهام تا هويتام را بگويم، نوشتهام تا كسي را شاد كنم، نوشتهام تا مديري، ماموري، قاضي يا استادي را پاسخ بدهم و خيليخيلي چيزهاي ديگر.
به نظرم ديگر امروز فرزند ذهنم مثل خيلي از روزنامهنگاران و ارتباطيها بالغ شده و فقط مينويسم براي نوشتن مثل هنر براي هنر و قصد ندارم نويسه را ترك كنم تا اين كه به زودي وبسايت نهاييام را در ماههاي آينده راهاندازي كنم تا اگر عمري باشد تا وقتي رمق نوشتن بالا ميآيد كليك بزنم.
اميدوارم با كمك دوستان و همكاران ارجمندم در كانون پژوهشهاي علوم ارتباطات اجتماعي، به زودي سايت جديد و جامع متعلق به اين كانون را در حوزه ارتباطات پيشكش كنيم.
روزنامه Moskovsky Korrespondent تنها مدت كوتاهي پس از اين كه رييس جمهور روسيه به خبرنگاران اظهار كرد كنجكاوي در زندگي خصوصياش غيرقابل قبول است، بسته شد.
ولاديمير پوتين، موضوع طلاق از همسرش و ازدواج با يك ژيمناستيككار 24 ساله روسي را قويا تكذيب كرد و صاحب اين روزنامه روسي نيز اين داستان را بيمعني دانست و هيات تحريريهي آن نيز به بيپايه و اساس بودن آن اقرار كردند.اما...
یک یادداشت غیرحرفه ای و توهین آمیز در روزنامه اعتماد ملی باعث شد تا مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی از مردم کشور عذرخواهی کند اما آیا کسی پرسیده است که حیثیت مخاطب و روزنامه چه می شود؟
نویسنده این یادداشت که سابقه خبرنگاری اش به روزنامه همبستگی و ایلنا بر می گردد یک بار هم به خاطر یادداشت و گزارشی دیگر مجبور به انتشار یک توبه نامه شده بود. متاسفانه چنین گاف هایی باعث خدشه دار شدن چهره حرفه ای روزنامه ای مثل اعتماد ملی می شود. از دیروز که این مطلب را در روزنامه خواندم تا امروز که عذرخواهی کروبی و روزنامه را دیدم برایم جای تعجب است که چطور بعضی روزنامه نگاران ایرانی هنوز تفاوت طنز، توهین یا نقد را درک نکرده اند و با چنین اشتباهاتی آبروی ناچیز مطبوعات را در این فضای محدود از بین می برند؟!
سعی کردم وارد حوزه اخبار سیاسی نشوم اما لینک دادن به این اتفاق ناپسند (فارغ از نقد محتوایی آن) حداقل کاری بود که به عنوان یک روزنامه نگار علاقمند بودم انجام دهم.
كروبي: به شدت از مردم عذرخواهي ميكنم
مردم در سفرهای استانی مثل دلفین بالا و پایین میپرند
وجود مخاطب خاص براي فيلمها و مجموعههاي تلويزيوني مقوله ای اجتناب ناپذیر و توجه رسانهها بهويژه تلويزيون به اين نكته بسيار حائز اهميت است. اگرچه در جامعة ما اين تجربه براي تلويزيون تازگي دارد و سينما نيز بارها آن را تجربه كرده است، ولي پذيرش آن براي افكار عمومي جامعه ممكن است دشوار باشد. نقد دکتر اسدی عزیز در سپیده دانایی
نمی دانم این هکرهایی که مثلا گوگل را هک کرده اند تا بگویند خلیج فارس نه خلیج عربی، در ایران دست به این اقدام زده اند یا در سطح تمام ایالات عربی و اروپایی کاربران دیگر هم نمی توانند عنوان خلیج عربی یا Arabian gulf را Search کنند؟ به هر حال من که فکر می کنم این قائله فقط از طریق یک مجمع عمومی منطقه ای، قاره ای یا اجلاسی دیپلماتیک و فرهنگی تاریخی برطرف می شود. به نظرم ابر رسانه ای مثل گوگل برای این که عموم مخاطبانش را جذب کند ناچارا به همه آنها خدمات می دهد و نمیتواند به خاطر دعواهای تاریخی هر چند به حق مرزهای سیاسی دو کشور از ارایه اسناد اینترنتی به آنها خودداری کند.
در این صورت اگر قرار باشد موسسات چندرسانه ای خدمات دهنده مدیا از جمله بلاگ ها، مدیاها ، پادکست ها و تارنماهای متنوع و اسناد تصویری و شخصی درباره چنین مسائلی قضاوت کنند و در حریم خدمات خصوصی خود دخالت کنند، قاعدتا حقوق تمام مخاطبان پایمال خواهد شد. چون که این فضاهای اینترنتی در اختیار کاربران هستند نه خدمات دهندگان. حال آیا میتوان سخت افزار یا سرویسی را که امکان حرف زدن و نوشتن یا ارتباط برقرار کردن به کسی می دهد را محاکمه کرد؟ این تقریبا مشابه همان مبحث مسئولیت ناشران و مولفان است. همان طور که در مطبوعات و رسانه ها هم چنین رویکردهایی وجود دارد.
اگر معتقدیم در این ماجرا، تخلف یا تحریفی صورت گرفته بایستی مسئولیت کیفری و اخلاقی یا علمی آن را متوجه تالیف کننده یا ناشر بدانیم. به نظرم می رسد گوگل در این روند راسا تالیف کننده یا ناشر نبوده است.( البته این مسئله راجع به توپوگرافی گوگل و نقشه های تالیفی آن صدق نمی کند). ضمن این که نباید فراموش کنیم که گوگل می تواند برای خروج از بحران یا تهاجمات مجازی درمورد چنین حوادثی به رایزنی و داوری میان طرفین به صورت های مختلف بپردازد. مثلا اسناد دو طرف دعوا را منتشر کند تا معلوم شود که خلیج فارس درست تر است یا خلیج عربی. آن وقت مخاطبان خودشان تصمیم میگیرند که چگونه بیاندیشند و داوری کنند.
عجب ماجرایی دارد این دعواهای مجازی، کار دارد به جاهای باریک می کشد.
این همه نتیجه جستجو:
|
لا خليج المجعول العربي! فقط خليج البالكل الفارسي! انت فهمت؟ |
|
|
لا خليج العربية في الكل الدنيا و الاخرة. ولاكن هنالك الخليج الفارسي في الشرق الاوسط. هذا الخليج المبين. | |
تاكنون حدود 3250 پايگاه اطلاعرساني در مركز ساماندهی وزارت ارشاد خود را به ثبت رساندهاند و این مرکز در حال طراحي آييننامه براي نظارت و حمايت از اين سايتهاست.
اینها گفته های پرویزی است در مصاحبه با این خبرگزاری
كارمندان روزنامهي فرانسوي لوموند در اعتراض به طرح گستردهي تعديل نيرو، روز دوشنبه اعتصاب ميكنند.
به گزارش ايسنا با اعتصاب كارمندان لوموند انتشار اين روزنامه براي دومين بار در تاريخ 64 سالهاش در معرض تهديد قرار ميگيرد.
مديريت لوموند هفتهي گذشته اعلام كرد كه 130 شغل از جمله دو سوم اتاق خبري كه يك نفر از هر چهار خبرنگار يا در حدود 87 نفر از كارمندان اتاق خبري محسوب ميشود، حذف خواهند شد.
اين كاهش نيرو كه حتي مديريت جديد لوموند نيز آن را قبول دارد، بسيار گسترده است و بخشي از طرحهاي مربوط به تغيير وضعيت اين روزنامهي زيان ده به شمار ميرود.
به عقيدهي تحليلگران اعتصاب 24 ساعته در روز دوشنبه ميتواند به اين معني باشد كه نسخهي روز سهشنبه لوموند بر روي دكههاي روزنامه فروشي قرار نخواهد گرفت.
لوموند سالهاي متمادي است كه در بحران بهسر ميبرد و تيراژ روزانهي آن در سال 2007 در حدود 358 هزار نسخه بود كه نسبت به 398 هزار نسخه در سال 2003 كاهش يافته است و 15 ميليون يورو در سال 2007 زيان ديد و طي هفت سال گذشته هيچ سودي نداشته است.
به عقيدهي كارشناسان وضعيت دشوار لوموند منعكس كنندهي اوضاع كل مطبوعات فرانسه است كه روي هم رفته تيراژ و سود آنها رو به افول است.
صدسالي با هم دوست بوديم. دو سالي در جايي زير يك سقف بر سر يك كار مطبوعاتي بند هم بوديم و نخ دل به دلي به هم ميدوختيم.
ما از يك نسل مطبوعاتي بوديم. من از كيهان و او از اطلاعات. او مليح، دلنشين و غيرمنتظره بود و همين ويژگيها، شرط دوم روزنامهنگاري را در او كافي ميكرد.

او از نسلي بود كه غايتها را ميديد، چون ميدانست غايتها، ارزش دروني دارند.
دريايي رابطهاش را با پيرامون و با وسيلهها از همين منظر تعريف ميكرد. چون ميدانست وسيلهها فقط ارزش بيروني دارند. همين بود كه قلم، ميز و كاغذ در توليد خلاقه ادبيات؛ ادبيات روزنامهاي، به ارزش دروني ارتقا مييافتند تا غايتها را بسازند، همانطوري كه رابطهاش با جوانترها خيلي زود، بيواسطه و بيملاحظه تكلف و تعارف، دروني ميشد.
حيف شد. آن چشمان آبي درخشان. آن قامت ظريف و شكننده كه رنج بسيار در بريده راه روزنامهنگاري برد، پلك بر هم گذاشت. درست مثل دريا در شب تيره، بيحضور آفتاب و ساحل شلوغ، خود را به زمين سپرد و آنچه از دريا به صبح و به ساحليها رسيد، خاطره مردي بود كه بوي شمال سرسبز را ميداد؛ مهآلود و باراني، ساده و سليم.
شك ندارم در همين نزديكيها كساني از مهر و مودت او معطر شدهاند. ترديد ندارم همين نزديكيها كساني بوي دريايي بدهند كه اين سالها پاياني عمر، قطرهقطره در خودش تبخير شد.
حالا او در بيداريها و رؤياهاي من قدم ميزند و افسوس نيست تا وقتي كه او را ميبينم بگويم: مثل هميشه، سيب سبز و آبداري و او بگويد: مخلصيم!
فريدون صديقي
دريايي در كنار ديگر نامآوران آرام گرفت 
یک خبرگزاری تازه تاسیس نیازمند همکاری 5 خبرنگار در حوزه های اجتماعی است.
این آگهی را به سفارش یکی از دوستان در نویسه منتشر می کنم و از خبرنگارانی که دارای تجربه در حوزه اجتماعی هستند برای همکاری تمام وقت دعوت می کنم با موبایل 09356604427 یا 22098075 داخلی 223 تماس بگیرند.
شرایط و حقوق نسبتا مناسبی برای همکاری خبرنگاران در این پایگاه خبری در نظرگرفته شده است.
نوروز آغاز خلقت است و ابتدای آفرینش
شکفتن شکوفه ها، روان شدن رودها، سبز شدن جوانه ها
و به واقعیت همان طور که دکتر شریعتی هم می گوید این همه یعنی نوروز.
سال 86 برای همه مردم کشور سالی پر فراز و نشیب بود با تمام دلمشغولی ها
بایستی خسته نباشید گفت و گذشت به سوی سبزی ها و جوانه های سال جدید

به خصوص از زحمات دوستانم در تاسیس کانون پژوهش های علوم ارتباطات اجتماعی ایران باید قدردانی کنم
همین طور از لطف همه وبلاگ ها، خبرگزاری ها و روزنامه هایی که خبر تاسیس کانون را منتشر کردند.
یک خسته نباشید ویژه هم به همسر خبرنگار عزیزم که بیش از این همه در کنار تمام امور خانه و اداره، بار مضاعف تحمل خستگی های من و اخبار انتخابات هشتم را در خبرگزاری به دوش کشید
امسال را با چند پیشنهاد ظاهرا خوب شروع کرده ام اما طبق قولی که به مجمع عمومی و هیات مدیره کانون دادم قاعدتا بیش از پیش در اداره کانون و گسترش فعالیت این مجموعه علمی غیردولتی تلاش می کنم.
"کانون پژوهش های علوم ارتباطات اجتماعی ایران" پس از مدت ها تلاش عده ای از کارشناسان و فارغ التحصیلان رشته علوم ارتباطات اجتماعی تاسیس شد.
این کانون پژوهشی با تشکیل اولین جلسه مجمع عمومی خود در فرهنگسرای رسانه با دعوت از دانشجویان رشته ارتباطات اجتماعی ، روزنامه نگاران و کارشناسان روابط عمومی، اعضای هیات مدیره ، بازرس مجمع عمومی و دبیر کانون را انتخاب کرد.
کانون پژوهش های علوم ارتباطات اجتماعی یک نهاد غیردولتی است که به منظور توسعه و ارتقاء کیفی و کمی شاخص های علوم ارتباطات اجتماعی از جمله در حوزه رسانه ها، روابط عمومی، پژوهش های ارتباطی، اینترنت و تکنولوژی های ارتباطی در کشور با حمایت سازمان ملی جوانان تاسیس شده است و در زمینه های فرهنگی، پژوهشی، تخصصی، آموزشی و اجرایی فعالیت استانی، ملی و بین المللی خواهد کرد.
"دکتر سیدوحید عقیلی استاد دانشگاه و رییس دانشکده علوم انسانی دانشگاه علوم و تحقیقات، دکتر اسدی طاری استاد علوم ارتباطات دانشگاه و پژوهشگر، سیدمهدی شریفی کارشناس ارشد ارتباطات ، مستندساز تلویزیون و گزارشگر رسانه، مصطفی قوانلو قاجار کارشناس ارشد ارتباطات و روزنامه نگار و همچنین سعید جباری کارشناس علوم ارتباطات ،روزنامه نگار و پژوهشگر رسانه" اعضای پنج گانه هیات موسس کانون پژوهش های علوم ارتباطات اجتماعی ایران هستند.
در اولین جلسه مجمع عمومی کانون پژوهش های علوم ارتباطات اجتماعی در فرهنگسرای رسانه، مجمع عمومی به اتفاق اکثریت آراء، " مهدی شریفی ، مصطفی قوانلو قاجار، سعید جباری، پدرام الوندی و فرزانه دهرویه" را به عنوان 5 عضو هیات مدیره این کانون و سعید رحیمی کمساری را به عنوان بازرس و ناظر مجمع عمومی در هیات مدیره برگزیدند. متعاقبا با تشکیل جلسه هیات مدیره، جباری نیز از سوی اعضای هیات مدیره به عنوان دبیر آن هیات و کانون انتخاب شد.
در اولین جلسه مجمع عمومی این کانون ، دکتر عقیلی طی سخنانی به تشریح وضعیت علوم ارتباطات اجتماعی در ایران و موقعیت دانشگاه های فعال در این رشته پرداخت. دیگر اعضای هیات موسس نیز ضمن اعلام نظرات خود در حوزه ارتباطات از تمام دست اندرکاران، کارشناسان و دانشجویان یا فارغ التحصیلان این رشته درخواست کردند که حضوری فعال در این نهاد علمی و تخصصی داشته باشند تا حداقل نقشی در پیشبرد این رشته نوین اجتماعی در کشور به خصوص برای خدمت به قشر جوان و دانشجو ایفا کنند. /.
کانون پژوهش های علوم ارتباطات اجتماعی ایران
19/12/86