تبليغاتX
نویسه

 

 

برای تهیه گزارشی مطبوعاتی  از وضعیت بازداشت شدگان زندان اوین با دعوتنامه رسمی و امضا شده سازمان زندان ها راهی " ندامتگاه اوین" شده بودم؛ زندانی که شهرت و سابقه فراوانی در ایران دارد. اتفاقا مصادف بود با همان ایامی که بازار اخبار و مباحثات سیاسی داغ بود.

همه چیز طبق روال عادی و قانونی پیش می رفت اما به عنوان یک خبرنگار احساس خوبی نداشتم. اصولا زندان محل تنبه و تفکر است و من هم به عنوان ناظر اندوهگین شده بودم. بعد از اینکه کنفرانس خبری مسوولان قضایی و امنیتی برگزار شد با اصرار ، خواهش یا شگرد خاصی به همراه رییس زندان وارد بندهای مختلف شدم. بندهای قرنطینه ، کارگری ، دانشجویی، خانواده و چک…

در کنار دادستان کشور و هیئت همراه طول قرنطینه را طی کردیم و با عبور از راهرویی باریک وارد سطح نسبتا تاریک  و پایین دست شدیم که به یک زیرزمین می رسید. محوطه ای بود که اتاقی متشکل از 3 سلول باز در آن دیده می شد. نرده ها که کنار رفت و زنجیرهای در اصلی گشوده شد با دو روزنامه نگار و  نویسنده مشهور مطبوعات مواجه شدم؛ "عمادالدین باقی و اکبرگنجی". یکی شان در حال استراحت در سلول بود و دیگری به پیشواز آمد؛ به نظرم رسید در پوستشان نمی گنجیدند. معنای ارتباطات اجتماعی را آنجا به خوبی فهمیدم. گنجی لبخند زد و به طرفم آمد تا صحبتی کنیم اما رییس اشاره کرد که نمی شود… وقت تنگ است. همه دایره ای شکل در یک سلول که اتفاقا تلویزیون هم داشت دور هم نشستیم؛ ضبط صوت من روشن شد و این دو روزنامه نگار حدود یک ساعت با آقای دادستان درد دل گفتند. پر بود از خبر و حرف های جدید مطبوعاتی.

بعد از پایان این بازدید وقتی چند قدم از آقای رییس عقب ماندم دیگر نتوانستم وارد بند ویژه روحانیت شوم. حتی سوءتفاهمی پیش آمد که اصلا چرا یک خبرنگار در زندان اوین قدم می زند و بالاخره با هدایت ماموران حراستی از اوین خارج شدم. حال آن که من با دعوت خود آن سازمان برای پوشش برنامه وارد این ندامتگاه شده بودم. همه چیز تمام شد و اخبار اختصاصی از این بازدید فردا صفحات اول و ابتدایی اغلب روزنامه ها را به خود تعلق داد. فشار روانی هم البته در محیط کار بر روی من بیشتر شد.

دیوارهای سنگی این خاطره تا مدت ها از ذهنم پاک نشد و به عنوان یک تجربه موفق اما قرمز رنگ برایم باقی ماند. وقتی برای دومین بار فضای زندان اوین را ترک می کردم مدام با خودم کلنجار می رفتم که پاسخ پرسشم را بگیرم. آیا مسوولیت نوشتن و گفتن سنگین است؟ بعد از سال ها وقتی اخبار احضار یا دادگاهی شدن بعضی خبرنگاران را می خوانم و می شنوم به یاد آن پرسش ها می افتم و دیگر پاسخم مثبت است.

نویسندگان تحریریه ها همواره طی تاریخ مطبوعات قرن بیستم در مقابل نگاشته هایشان مسوولیت کیفری داشته اند و در طول نیم دهه اخیر هم درجامعه مطبوعاتی ایران نمونه های زیادی برای تعقیب قضایی خبرنگاران وجود داشته است. مثلا دادگاهی شدن خبرنگارانی مثل بنفشه سام گیس (ایران)، مسیح علی نژاد(همبستگی)، محمدجواد روح (یاس نو) و خبرنگاران  قدس، فردای ما، خیام نامه ،کاروکارگر و دیگر روزنامه ها نشان می دهد که نویسندگان مطبوعات مصونیت قضایی ندارند و مبراء از مسوولیت کیفری نیستند. 

 

در اکثر کشورهای دنیا چه آن معدود کشورهایی که از "نظام پیشگیرانه و اعلامی نشر" برخوردارند و چه دیگر جوامعی که از آزادی مطبوعات با "نظام تنبیهی و بدون اعلام قبلی" بهره می برند تماما نویسنده یا گزارشگر اخبار و مقالات نشریه را در کنار مدیرمسوول ، شریک مسوولیت می دانند. یعنی اگر مطلبی از بین اخبار نشریات مورد شکایت قرار بگیرد در هر صورت مدیرمسوول نشریه تمام مسوولیت آن را در درجه اول برعهده دارد و درکنار او نگارنده  نیز نفر دوم پرونده خواهد بود، یعنی مباشر و معاون جرم.

 

مقاله نویسی و گزارشگری در سیستم روزنامه نگاری اجتماعی ، هرچند به مظان غیرمتخصصان اقدامی ساده به نظر می رسد که نیاز به آموزش و فراگیری آکادمیک ندارد اما واقعیت این است که این هنر ظریف باید توام با ملاحظات حقوقی ،مدنی و اخلاق حرفه ای باشد. فقط یک روزنامه نگار واقعی است که می داند نباید به دیگران توهین کرد ، درباره زندگی خصوصی مسوولان بدون رعایت مصالح جامعه چیزی گفت یا منافع جامعه یا امنیت حاکمیت را به خطر انداخت. قانون مطبوعات کشور درباره مسوولیت  روزنامه نگار مواد مختلفی دارد که دربردارنده این مناسبات و مبانی فکری در حوزه مقاله نویسی و کلا تحریر مطالب مطبوعاتی است. آنچه مجموعا در این قانون به نویسنده مربوط شده شامل 5 ماده است که در ادامه آورده ام.

تبصره 3 ماده 5 قانون مطبوعات می گوید: " مطالب اختصاصی نشریات اگر به نام پدید آورنده اثر منتشر شود به نام او و درغیر این صورت به نام نشریه مشمول قانون حمایت از حقوق مولفان ، مصنفان و هنرمندان می باشد".

تبصره 7 ماده 9 قانون مطبوعات تذکر داده است:" مسوولیت مقالات و مطالبی که در نشریه منتشر می شود برعهده مدیر مسوول است ولی این مسوولیت نافی مسوولیت نویسنده و سایر اشخاص که در ارتکاب جرم دخالت داشته باشند نخواهد بود". این ماده در 30 فروردین سال 79 به قانون مذکور ملحق شد و قبلا وجود نداشت.

 همچنین در مواد 24 – 25 و 26 قانون مطبوعات از لفظ "هر شخص ..." استفاده شده که دربردارنده این نکته هستند که اگر نوشته ای مطبوعاتی به عنوان "انتشار اسرار محرمانه یا نظامی"،"تحریک مردم برای ارتکاب جرم بر ضد آرامش داخلی و امنیت عمومی" و"توهین به مقدسات مذهبی و دین اسلام" مورد اتهام و شکایت قرار بگیرد ، نویسنده و خبرنگار نگارنده نیز مجازات خواهد شد.

مسوولیت کیفری که بلوغ قانونی همه افراد در چارچوب یک جامعه محسوب می شود با مواد ذکرشده شامل خبرنگاران مطبوعاتی و غیرمطبوعاتی(مقاله نویسان آزاد) می شود و البته فلسفه وضع چنین قانونی ظاهرا  نکته ای را متبادر می کند.

اول این که ضمن رعایت اصول جرم شناسی و تطبیق عناصر جرم با پدیده روی داده، باعث می شود مدیرمسوول به تنهایی احساس مسوولیت نکند که "جرم خود نکرده" را پاسخگو باشد. چه بسا نظر مدیر مسوول چیزی غیر از مواضع ذکر شده در مطلب نگاشته بوده است. دوم اینکه آزادی بیان و آزادی کسب و انتشار اطلاعات توامان فراهم می شوند. اگر هر کدام این دو نفر به تنهایی مسوولیت داشتند چنین می شد که مدیر نشریه سختی و مصائب معنوی و قانونی نوشته ها را به دوش نویسندگان و خبرنگاران می نهاد و باعث می شد زمینه آزادی بیان دچار تعطیلی شود. چون تکرار برخورد با نویسندگان موجب هراس آنان از فعالیت و ضمنا بیان مسائل حتی واقعیات می شد . اگر هم صرفا مدیرمسوول باید پاسخگوی تک تک مطالب نشریه بود و نویسنده آن هیچ دغدغه ای در باب تبعات وآثار نگاشته ها احساس نمی کرد، دیگر مدیری حاضر به اداره روزنامه نبود و چنان رکود و بی دقتی محتوای آثار نشریات را فرا می گرفت که کسی در برابر مخاطبان پاسخگو نبود. مسوولیت کیفری نگارندگان تحریریه مطبوعات نه فقط در کشورهایی چون ما بلکه در قوانین نشر و طبع اروپا و آمریکا هم دیده می شود.

در قوانین کشور آلمان گزارشگران و نویسندگان"مقالات واخبار حاوی عقاید نژادپرستانه،ضددینی و متعصبانه ، زندگی خصوصی اشخاص و..." از طریق مراجع قضایی قابل تعقیب و مجازات اند.     

ماده 39 قانون مطبوعات آلمان می گوید: افراد می توانند علیه روزنامه نگار نزد شورای عالی مطبوعات اقامه شکایت کنند که شورای عالی هم بررسی شکایت را بر عهده می گیرد و در صورت وجود دلایل متقن نتیجه را به سندیکای روزنامه نگاران اعلام کند.

حالا اگر در جامعه ای شوراهای صنفی یا اداری تشکیل نشده اند یا دچار ضعف اند موضوع دیگری است که در جای خود قابل بررسی است.

پذیرش اقتدار سندیکاهای صنفی – اداری و  توجه به مفهوم مهم "قضاوت اجتماعی" (social judgment) ابزاری هستند که در صورت تجهیز وزارت فرهنگ و ارشاد و دستگاه قضایی به آنها می توانیم حجمی از پرونده های جرایم مطبوعاتی را افزوده یا بکاهیم.

+ نوشته شده در شنبه 30 اردیبهشت1385ساعت 14:53 توسط سعید جباری |

 

بالاخره احمد توکلی خبر خوشش را در همنشینی کافه تیتر اعلام کرد.

ثانیه پرس  سایت جامع اطلاعات کتب و اساتید علوم ارتباطات راه افتاد...

دکتر تبریکات ما را هم بپذیرید.

+ نوشته شده در شنبه 30 اردیبهشت1385ساعت 7:14 توسط سعید جباری |

 

                                 

دبیر کمیته حقوقی انجمن صنفی

۱- استاد و دوست ارجمند آقای کامبیز نوروزی دادگاهی شد. ایشان در تاریخ قضایی مطبوعات سررشته دارند و عموما نظراتشان تحقیقی است.جالب است که آقای نوروزی طی یک مصاحبه تحلیلی ۲ سال قبل این تز را مطرح کرد که شاخص برخوردهای قضایی با مطبوعات طی دهه های گذشته امروزه بهبود یافته است. زمینه فرضیه ایشان هم بستر آیین دادرسی و تشریفات قضایی موجود در این دهه بود. به زودی مقاله مفصلی درباره مسوولیت کیفری نویسنده یا خبرنگار در جرایم مطبوعاتی خواهم نوشت. اما به نظر شما واقعا نویسنده ها هم باید پاسخگو باشند؟

۲- گزارش CPJ از سانسور در مطبوعات...

+ نوشته شده در چهارشنبه 27 اردیبهشت1385ساعت 13:47 توسط سعید جباری |

 

          گزارش یک نظرسنجی دانشجویی...

+ نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت1385ساعت 8:3 توسط سعید جباری |

                                                                                         

قدیمی ترین روزنامه نگار ایران

 هر چه برای جستن عکسش گوگل و یاهو را می نگرم چیزی پیدا نمی کنم.

چه خوب بود تاریخ مطبوعات ایران را با تمام عناصرش پاس می داشتیم.

چه خوب بود تمام پیشکسوتان روزنامه نگاری را می شناختیم و ارج می نهادیم.

چه خوب بود...!

امروز سالروز تولد غلامحسین صالحیار است. مرد قدیمی اما باسواد روزنامه نگاری ایران.

کتاب های زیادی نوشت و ترجمه کرد. "عصر دوم رسانه ها"..."تاریخ جهانی نفت"... اما بیش از همه"خاطرات سردبیر نیویورک تایمز" برای من تاثیر و جذبه داشت.

یادش گرامی باد.

یادنامه کیهانی زاده

+ نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت1385ساعت 7:50 توسط سعید جباری |

 

  کتاب "ارتباطات بین الملل " در ۵ فصل و ۱۶۰ صفحه نوشته دکتر عبدالرضا شاه محمدی از انتشارات زرباف وارد بازار توزیع شد.

دکتر تبریک می گم.

+ نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت1385ساعت 6:42 توسط سعید جباری |

                        مداد بزرگ نشان از غیرحرفه ای بودن است.........................

مصاحبه و پوشش سخنرانی یا برنامه های خبری شخصیت های حقیقی و حقوقی گاهی آنقدر در یک رسانه کانالیزه می شود که یک خبرنگار را تبدیل به شاه کلید اطلاع رسانی یک جریان می کند. خبرنگار حوزه دارد و وقتی فقط اوست که با حوزه ارتباط پیدا می کند و می تواند با مصاحبه شوندگان و منابع خبر مراوده کند شخصیت حقوقی خود را فراموش کرده و تبدیل به آقا یا خانمی می شود که نامش در لیست شماره تلفن های خانوادگی و دوستانه شخصیت ها قرار می گیرد. احساس تعلق خاطر و وابستگی واقعی میان منابع خبر و خبرنگار آنقدر که مضرات دارد فایده ندارد...

دیده ام که خبرنگاران در برابر خواسته های غیرحرفه ای مسوولان کشور یا مشاهیر جامعه کنش مند رفتار می کنند و تابع بدون چون و چرا می شوند. مثلا برای نمونه یک وکیل و شخصیت مشهور را می شناسم که همیشه وقتی قرار می شد از او مصاحبه ای گرفته شود خودش می گفت "من فقط با آقای {...} صحبت می کنم..." . وقتی هم که آقای{...} به او زنگ می زد مصاحبه شونده کل متن مصاحبه را آنطور که می خواست به شکل ویراست شده کامل حتی به این شکل که "فلانی گفت:..." "فلانی افزود:" عینا برای این خبرنگار انشاء می کرد. خب آیا آن مصاحبه چیزی بود که تحریریه و سوژه لازم داشت؟ آیا در اینجا خبرنگار به پایه میکروفون تبدیل نشده است؟ حریم اخلاق حرفه ای و خطوط قرمز کسب خبر کدام اند؟

سوزان دان در کتاب شیوه های مصاحبه در مطبوعات دیدگاه های جالبی ارایه می دهد که به نظرم دیگر قابل انکار نیست. ۸ نکته از آنها را گزینش کرده ام:

۱- هیچ نویسنده ای نمی تواند ادعا کند همه چیز حتی مطالبی را که تصور می شود در آن تخصص دارد به طور کامل می داند.

۲- یادمان باشد که موقعیت و شغل مصاحبه شونده در درجه دوم اهمیت قرار دارد نه اول.

۳- برای مصاحبه شوندگان روده دراز که از این شاخه به آن شاخه می پرند ناچارید سر و ته مطالب را به هم بچسبانید و خلاصه کنید و همان کلام را برایشان تکرار کنید.

۴- بهتر است همیشه بی طرف بمانید چون اگر عقاید شخصی تان را برای مصاحبه شونده بازگو کنید باعث گزافه گویی یا سکوت آنها می شوید.

۵- هر قدر یک مصاحبه جذاب و دوستانه باشد فراموش نکنید که مصاحبه شونده باید درباره خودش حرف بزند نه اینکه شما درباره خودتان حرف بزنید. پس افشاگری شما باید در خدمت مصاحبه باشد نه فرصتی برای گپ زدن یا اظهار نظر شخصی.

۶- یادتان باشد شما یک مددکار اجتماعی یا مشاور نیستید که نسبت به اسرار مصاحبه شونده با او همدردی کنید.پس افراط نکنید و متعادل باشید.

۷- اگر مصاحبه شونده احساس کند اطلاعات شما بیشتر از اوست سکوت خواهد کرد.

۸- بیش از علاقمند شدن به مصاحبه شوندگان قدیمی خود یادتان نرود که پیش از همه به نشریه و خوانندگان خود متعهد هستید.

+ نوشته شده در شنبه 23 اردیبهشت1385ساعت 6:8 توسط سعید جباری |

 

                     علی اصغر شفیعیان

اینطور که شنیدم و خواندم یکی از دوستان خوبم که مدت ها دبیر  گروه سیاسی ایسنا بود در حال خداحافظی کردن با این حرفه دوست داشتنی است.

علی اصغر شفیعیان از جمله خبرنگاران و دبیران خبرگزاری دانشجویان ایران بود که نسبت به هیچ چیز بی تفاوت نبود. حالا هم بدون تحلیل علت رفتن ایشان معتقدم که به هر حال این شترسفیدی است که در خانه تمام روزنامه نگاران و خبرنگاران ایرانی می خوابد...یکی زودتر...یکی دیرتر.

برای دوست خوبم آرزوی موفقیت می کنم ...با یاد تمام خاطرات شب بیدار مانی مان در طول حوادث سال های ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۲.

+ نوشته شده در جمعه 22 اردیبهشت1385ساعت 5:8 توسط سعید جباری |

 

                                               

امسال چیز خاصی در سالن مطبوعات نمایشگاه بین المللی به چشم می خورد. غرفه "مطبوعات فارسی زبان" قاره آسیا که البته متولی آن جعفری خانقاه است. در این غرفه فراوانی مطبوعات فارسی زبان خارج از کشور در قاره آسیا بررسی و ارایه شده است.

دوره زمانی انجام این تحقیق گردآوری متعلق به ۱۷۸۰-۱۹۹۹ میلادی است یعنی سال های ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۴به آقای جعفری خانقاه تبریک می گویم...هرچند ایراداتی مثل تفکیک نشدن نشریات فارسی ایرانیان و غیرایرانیان در این بخش دیده می شود و به عبارتی داده های بررسی درباره شناسنامه مدیرمسوول یا سردبیران این نشریات (اعم از افاغنه یا اتباع ایرانی) دچار ضعف اند.

طبق آمار به دست آمده تاکنون در کشور افغانستان ۲۸۹ عنوان نشریه فارسی به طبع رسیده و بعد از آن پاکستان با ۲۴۹  و هندوستان با ۵۸ عنوان نشریه فارسی در صدر این جدول قرار دارند.

یادمان نرود اشتراک زبان فارسی دری در این کشورها تاثیر زیادی در این باره دارد.

یک موضوع جالب دیگر مربوط به نشریات تخصصی در سالن مطبوعات است. این یادداشت در حقیقت در جواب کسانی نوشته شده که معتقدند" اکثر نشریات کشور زرد یا بی محتوا هستند؟! "

طبق آمار کسب شده از مجمع مطبوعات تخصصی کشور در حال حاضر یا تاکنون تعداد ۱۳۱۱ عنوان نشریه تخصصی در حوزه های گوناگون علمی . پژوهشی. پزشکی.انقلاب اسلامی.آموزش و پرورش و...منتشر شده است. اشاره می کنم که تعداد کل مطبوعات منتشره در کشور تا سال ۱۳۸۵ به رقم ۳۳۶۷ عنوان رسیده است.(با لحاظ توقیف شده یا غیرفعال)

بیشترین عناوین نشریات تخصصی کشور به رشته پزشکی با ۱۲۶ مطبوعه تعلق دارد. بعد از آن در بخش صنایع و فن آوری ۱۰۴ نشریه و سپس در حوزه انقلاب اسلامی و اسلام شناسی ۸۶ عنوان نشریه منتشر شده که پرکارترین رشته های تخصصی از لحاظ عناوین مطبوعه شناخته شده اند.

جالب است که حوزه "علوم ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی" تنها ۲۳ عنوان نشریه در کشور دارد و کمترین نشریات تخصصی هم به حوزه اقلیت های دینی با ۳ عنوان نشریه تعلق دارند.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 اردیبهشت1385ساعت 7:25 توسط سعید جباری |

 

  مسوولان روزنامه جام جم بالاخره بعد از قهر و آشتی با وزارت ارشاد و برگزارکنندگان نمایشگاه مطبوعات غرفه خود را در نیمه هفته جاری دایر کردند.

امروز در نمایشگاه قطعات و پیکره این غرفه درحال احداث بود و قرار است از روز سه شنبه جام جم هم در سالن نمایشگاه حاضر شود.

البته برای اهالی رسانه بخصوص دانشگاهیان رشته علوم ارتباطات حضور استاد مهربان و لب خندان دکتر "محسنیان راد" در سالن مطبوعات خیلی مغتنم بود.

مشاهده دکتر معدنی و دکتر سخی اساتید دانشگاه تهران مرکز هم بیشتر باعث دلگرمی شد. این دو بزرگوار هم در غرفه های ارشاد و روزنامه ها در حال گپ زدن بودند.

امروز شلوغ ترین و پر رفت و آمد ترین غرفه در سالن ها به خبرگزاری دانشجویان ایران تعلق داشت که تا عصر میزبان حداقل ۲۰ نفر از مدیران ٬ مشاهیر هنر و فرهنگ٬ سیاست ٬ نمایندگان و فرماندهان بود.

+ نوشته شده در سه شنبه 19 اردیبهشت1385ساعت 0:21 توسط سعید جباری |

 

آیا پیام وحدت فدراسیون از طریق  message به شما هم رسید؟

گزارش فدراسیون جهانی را بخوانید...

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 اردیبهشت1385ساعت 7:19 توسط سعید جباری |

دبير كل سازمان ملل متحد در پيامي به مناسبت روز جهاني آزادي مطبوعات (سوم ماه مي برابر با 13 ارديبهشت 1385) ضمن تاكيد بر حمايت راسخ خود از حق جهاني آزادي بيان، گفت:

" ‌‏اين حق بايد با مسووليت مورد استفاده قرار گيرد..."

آقای دبیر کل...

+ نوشته شده در چهارشنبه 13 اردیبهشت1385ساعت 23:4 توسط سعید جباری |

 

             

                                        

 

 

آیا می دانید خبرنگاران خبرگزاری دانشجویان ایران (ISNA)  طی ۶ سال گذشته چه تعداد خبر فرستاده اند؟

 

  یک میلیارد و 64 میلیون و 395 هزار و 300 کاراکتر.

 یعنی حدود 400 میلیون کلمه و 45 هزار ساعت کار برای هر خبرنگار + 2 شهید گزارشگر و عکاس.

 

زیاد است نه ؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه 12 اردیبهشت1385ساعت 5:32 توسط سعید جباری |

 

چرا زنان سیاسی فرانسه بعد از گذشت 60 سال از جنبش های فمنیستی هنوز برای حضور در صحنه سیاست متکی به خود نیستند و اگر پدر و یا همسر فعال در صحنه سیاست داشته باشند می توانند راحت تر موانع پیش روی ترقی خود را بردارند؟

نتایج مطالعات انجام شده بر روی چند مجله فرانسه در دانشگاه تولوز این کشور در خصوص تصویر زنان سیاسی فرانسه در نشریات  نشان می دهد .........اینجا......

+ نوشته شده در یکشنبه 10 اردیبهشت1385ساعت 0:0 توسط سعید جباری |

 

                 خزان ژورنالیسم

                        کلیک کنید:   خزان ژورنالیسم ...

+ نوشته شده در شنبه 9 اردیبهشت1385ساعت 9:28 توسط سعید جباری |

 

                         

 " کارگزاران " اسم روزنامه ای است که امروز اولین شماره اش از چاپخانه

  بنیاد رسالت بیرون آمد. این روزنامه وزین نخبه گرا درون مایه ای نزدیک به

  روزنامه شرق دارد و در ۱۶ صفحه با قیمت ۱۵۰ تومان به دست مخاطبان

علاقمند به محافظه کاران می رسد. کارگزاران تماما در کاغذ گلاسه به چاپ رسیده و

از این نظر در بین نشریات سیاسی سراسری قالب شکنی کرده است.

"تیتر یک این روزنامه در شماره اول :          تهدید ایران در وین و صوفیه "

در صفحه دوم هم یادداشت صادق زیباکلام درباره احتمال حمله آمریکا به ایران دیده می شود.

 مدیر مسوول: سیدمرتضی سجادیان   سردبیر: محمود صدری

اینم آدرس اینترنتی  

+ نوشته شده در شنبه 9 اردیبهشت1385ساعت 4:58 توسط سعید جباری |

دیروز  کنفرانس مطبوعاتی رییس جمهور با خبرنگاران کشور برگزار شد.

یک اتفاقی که باعث خنده جمع وسیعی از حاضرین شد نوع سوال و بلندی پرسش یکی از خبرنگاران حاضر بود.  ببینید:

                                             

خبرنگار : " اخيرا شاهد اعلام خبر دستيابي به فناوري بومي هسته‌اي و چرخه‌ كامل سوخت توسط دانشمندان جوان كشور بوديم. با گراميداشت دستيابي به اين فناوري راهبردي و نظر به تاكيد مقام معظم رهبري بر ايجاد جنبش نرم‌افزاري و دسترسي به جايگاه برتر علمي در منطقه بر اساس سند چشم انداز 20 ساله؛ نيك مي‌دانيم كه براي تحقق اين موارد و تداوم موفقيت‌هاي دانشمندان و فرهيختگان جوان كشور لازم است؛

الف: به دانشگاه‌ها و تمامي مراكز توليد علم توجهي شايسته‌تر از پيش شده به گونه‌اي كه مقام و منزلت دانش و دانشمندان مطابق آموزه‌ ديني، فرهنگ و تمدن كهن ايراني و تاكيدات فراوان مسوولان ارشد جمهوري اسلامي در گذشته و حال در جايگاه مناسبي قرار گيرد.

ب: براي درمان زخم كهنه‌اي كه در كشورهاي در حال توسعه فرار مغزها ناميده مي‌شود و سال‌هاست كه با نوساناتي پيكره‌ي كارشناسي كشور عزيزمان را نيز آزار مي‌دهد؛ مطالعه، ريشه‌يابي و چاره‌انديشي لازم صورت پذيرد.

ج: همانگونه كه جنابعالي اخيرا تاكيد داشتيد رويكرد آموزش عالي به جاي تمركز بر آموزش به سمت نهادينه‌كردن تحقيقات در دانشگاهها معطوف شود، اين در حالي است كه بودجه بخش پژوهش كاهش يافته و سهم اعتبارات مصوب به حدود يك سوم ميزان پيش بيني شده در برنامه تقليل پيدا كرده است.

حال سوال اين است كه برنامه‌هاي جنابعالي و دولت محترم براي تحقق هر يك از موارد سه گانه‌ي پيش گفته شده چيست؟  "

 

نظر شما چیست؟

+ نوشته شده در سه شنبه 5 اردیبهشت1385ساعت 9:17 توسط سعید جباری |

                        

نمی دانم چرا امروز را برای ساخت وبلاگ جدید انتخاب کردم؟!

۶ سال پیش در همین روز روزنامه های سراسری کشور با یک برگ نامه

که ممهور به عنوان دادگستری تهران بود توقیف دسته جمعی شدند.

توقیف ۴۶ عنوان روزنامه طی یک  سال بدون اغراق در تاریخ قرن بیستم

ژورنالیسم بی نظیر بود...

حرف های زیادی در این باره برای زدن هست که بعضی اش را می توان گفت.

البته امروز صبح که برای دیدن و مطالعه مطبوعات پشت میز نشستم متوجه شدم

دیگر نسل جدیدی از رسانه های مکتوب جای نسل مطبوعات نقاد ۷۹ را گرفته اند.

هیچ تیتر  گزارش یا یادداشتی در روزنا مه های سوم اردیبهشت ۸۵ به مناسبت

سالروز توقیف دسته جمعی ۷۹ وجود نداشت.

همشهری - ایران - اعتماد ملی - ابرار -همبستگی - شرق و آفتاب یزد هیچ

پیامی برای این روز تاریخی ننوشتند.

این سکوت جای سوال دارد؟

+ نوشته شده در یکشنبه 3 اردیبهشت1385ساعت 13:21 توسط سعید جباری |