تبليغاتX
نویسه

    

                                                                     

 روزنامه آینده نو  امروز تعطیل شد و تا یک هفته دیگر منتشر نمی شود.

 تحریریه آینده نو  روز جمعه طبق روال کار در دفتر روزنامه حاضر می شد که آقای وصال (مدیر مسئول) از طریق سردبیر روزنامه اعلام کرد که فردا منتشر نمیکنیم و این تعطیلی تا جمعه آینده ادامه دارد!

ظاهرا مشکلات مالی و فشارهای پولی باعث این تعطیلی شده و اگر حرف مدیرمسئول را باور کنیم انشاءا... از شنبه دیگر خدمتتان خواهیم بود. ای کاش این موضوع ناگهانی رخ نمی داد و تعطیلی موقتمان را در شماره دیروز پنج شنبه به اطلاع مخاطبان می رساندیم.

لینک ها و نظرات دوستان

آينده نو در هاله‌اي از ابهام

يكي از مديران روزنامه آينده نو در گفت‌وگو با شهر

كمدي خود تعطيلي آينده نو و تراژدي بيكاري روزنامه نگاران

به همین راحتی!

خبر ایلنا

روزنامه «آینده نو» اصلا چرا منتشر شد؟

اين روزنامه جنيني متولد شده ...

 

 

+ نوشته شده در جمعه 31 فروردین1386ساعت 12:27 توسط سعید جباری |

 

 

                  عکس: اوهام

 

 ما حاجي هاي حاتمي كيا را غالبا در يك وضعيت پاياني ميبينيم.

آنها يا دارند بازنشسته ميشوند يا اين كه بعد از دوران خدمتشان در جنگ با پايان جنگ آمده اند

در شهر و شده اند مسافركش.

يا اگر هم جنگ تمام شده، در منطقه مانده اند؛ در زمانه اي قدرنشناس، آنها به كار خو د مشغولند؛

 بي سرمايه، بي مال و منال...  یک نقد بسیار ارزشمند - بخوانید

 

+ نوشته شده در یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 13:8 توسط سعید جباری |

                                                 

هفته قبل در روزنامه، آن هم در شورای تیتر، اسم وبلاگی با عنوان «با خبرنگاران و كاركنان همشهري» را شنیدم که درباره این روزنامه مطالبی را به قول خودش افشا کرده است ! از خواندن این وبلاگ ناراحت شدم، چون مدعی شده که بعضی اساتید همکار در همشهری که سابقه ای درخشان و طولانی در علوم ارتباطات اجتماعی دارند، در ایام پیش از نوروز از طرف مدیران همشهری و موسسه مورد محبت مالی قرار گرفته اند. از جمله وام ۵۰ میلیونی مسکن و یک خودرو سمند دریافت کرده اند...

از آوردن نام اساتید خوبم معذورم اما وقتی دیدم بچه ها از جمله رضا ولی زاده هم این وبلاگ را دیده و انتقاد کرده خواستم چیزکی بنویسم و از همه کسانی که نام خبرنگار یا روزنامه نگار را یدک می کشند بخواهم در هر جا هستند حتما اخلاق را سرمشق پیشه شان قرار دهند. به قول یکی از دوستانم ، اگر در رسانه ای چیزی به ما نماسید یا نتوانستیم شریک دزد و غافله شویم که نباید دیگران آن هم بزرگانی مثل این عزیزان را تخریب کنیم.

به هر حال من هفته قبل به یکی از اساتید زنگ زدم و ضمن گفتن این خبر، ماجرا را پرسیدم که آقای دکتر هم واقعا نمی دانست چه جوابی بدهد و خواست که به خاطر این رفتار زشت و بی ارزش، اصلا این مسئله پیگیری و تعقیب نشود. به هر حال برای نویسندگان اخراجی یا رقیب یا ...؟ وبلاگ «با خبرنگاران و كاركنان همشهري» اعلام تاسف می کنم. 

(ضمنا پیشاپیش هم بگویم که هر چند مدتی با این روزنامه و خانواده اش کار کرده ام اما الان اصلا تمایلی برای همکاری با آن ندارم. پس فکر نکنید سوژه سفارشی بوده)

این لینک را هم ببینیدایستگاه

+ نوشته شده در شنبه 25 فروردین1386ساعت 13:57 توسط سعید جباری |

 

                                                      مصاحبه رشیدپور با مجله خانواده سبز

برنامه عبور شیشه ای این روزها خیلی طرفدار پیدا کرده و مخاطبان زیادی دارد ، اما مجری و بعضی مهمانان آن هنوز دچار ضعف اطلاعات تخصصی هستند.

سه شب قبل وقتی هرمز شجاعی مهر ،مجری برنامه های خانوادگی تلویزیون و مدیر مجله خانواده سبز مهمان این برنامه بود، مجری برنامه،" رشیدپور" ، از او درباره نشریات زرد سوالاتی پرسید. در این میزگرد مجری بارها از الفاظی مثل دروغ پردازی و به کارگیری اخبار کذب و شایعه به شکل کلی در مطبوعات استفاده کرد و بعد گفت که البته این خاصیت در اغلب نشریات هست که برای تیراژ بیشتر دست به زدن تیترهای دروغ می زنند. او بعدا این مسئله را خاصیت مطبوعات زرد شمرد و از مهمان برنامه نظر پرسید.

شجاعی مهر هم ابتدا به تخطئه مطبوعات پرداخت و مثال زد که بارها دیده که اخبار دروغ ازدواج گلزار و...در نشریات چاپ شده. بعد هم از ادبیات استفاده کرد « به قول سقراط ... نه ببخشید ! آن طور که افلاطون میگفت ، ادب از که آموختی   از بی ادبان ...» !

خودتان قضاوت کنید که ماجرا چیست؟ کسی مثل تژا میرفخرایی در فصلنامه رسانه راجع به نشریات زرد مقاله نوشته و میخوانید و چه قدر چنین مطالعه ای مفید خواهد بود و حال اینجا که کسی مثل شجاعی مهر در برنامه تلویزیونی با این تمثیل ها میخواهد بگوید مشکل مطبوعات چیست؟! کدام را می پسندید؟

رشیدپور مجری مشهور این روزها هم در برنامه مذکور در جمع بندی عنوان کرد که " پس نتیجه میگیریم حالا وجود نشریات زرد برای جامعه ضروری است اما به شکل درست. یعنی نشریات زرد می توانند به صورت صحیح خبررسانی بکنند و موجب پیشرفت شوند. چنین مطبوعاتی باید باشند.  نشریات زرد خوب و بد ... باید خوب باشند" !

راستی بد نیست بدانیم مدتی قبل مجری برنامه ما یعنی آقای رشیدپور هم مهمان صفحات داخلی و روی جلد مجله خانواده بود. این هم متن مصاحبه اش.

 

  

 

+ نوشته شده در شنبه 25 فروردین1386ساعت 13:17 توسط سعید جباری |

 

دژپل ژورنالیسم: در سال گذشته آمار روزنامه نگارانی که توسط نهادهای حکومتی دستگير و از چند روز تا چند ماه در بازداشت موقت به سر بردند يا برای تحمل زندان به سر بردند، دست کم ۵۰ تن بودند؛ مانا نيستانی، مهرداد قاسمفر، ژيلا بنی يعقوب، ترانه بنی يعقوب...متن کامل

+ نوشته شده در دوشنبه 20 فروردین1386ساعت 19:5 توسط سعید جباری |

 

دو نفر از دوستان آگهی استخدامی را شفاهی به من سفارش کرده اند که شاید بعضی دوستان و بلاگرها برایشان مفید باشد.

یک روزنامه و یک خبرگزاری نیاز به چند نفر خبرنگار سیاسی و اجتماعی دارند.

علاقمندانی که حداقل سابقه ای در این زمینه دارند از طریق ایمیل با من تماس بگیرند تا اطلاعات بیشتری به آنها بدهم. البته بنده در هیچ کدام این رسانه ها حضور ندارم...

موفق باشید

+ نوشته شده در جمعه 17 فروردین1386ساعت 11:28 توسط سعید جباری |

                  

يكي از بهترين فيلم‌هايي كه در چند سال اخير ديده‌ام ، فيلم" من سم هستم " بود. ديشب يك بار ديگر اين فيلم درام و زيباي دردناك را ديدم. هميشه به سوژه‌هاي اجتماعي به خصوص آسيب‌ها به ويژه جامعه معلولان تعلق خاطر داشته‌ام. شايد به همين خاطر آثار رسانه‌اي اين حوزه را دوست دارم.

عنوان فيلم:   ...  I AM SAM 

 كارگردان : Jessie Nelson

بازيگران :  Sean Penn ، Michelle Pfeiffer ،Dakota Fanning ، Dianne Wiest

 Laura Dern, Mary Steenburgen, Brent Spiner

خلاصه داستان: سم داوسن (شون پن) مردي كه دچار سندرم داون يا اختلالات ذهني است از همسري نابهنجار، صاحب يك دختر مي‌شود. او نوزاد را رها كرده و فرار مي‌كند. بنابراين نوزاد روي دست سم مي‌ماند و اين اول ماجراي شكل‌گيري سناريوي اصلي است.

آقاي داوسن، مانند كمتر پدري به تنهايي با كمك همسايه و دايه سابق خود، لوسي را بزرگ مي‌كند. شب‌ها تا صبح بيدار است و مراقب نوزاد تا آن كه لوسي ديگر بزرگ شده و بايد به مدرسه برود.

                                                                

دختر موطلايي بسيار زيباست و هوش بالايي دارد. او وقتي به مدرسه مي‌رود كم كم متوجه تفاوت‌هاي ذهني پدرش با ديگر پدران و خود مي‌شود. لوسي دنبال خواندن و نوشتن چيزهاي تازه است. سوالات بي‌شماري درباره حركت خورشيد، جغرافيا، زيست شناسي و...دارد اما آقاي داوسن نمي‌تواند به او پاسخ مناسبي بدهد. سم فقط از عشق و زحمت پدري با دخترش مواجه مي‌شود. او كه يك گارسن است مدام كتاب لوبياي سبز را براي لوسي مي‌خواند. با تخم مرغ حرف مي‌زند و علاقه و احساساتش را به همه بدون پرده پوشي ابراز مي‌كند.       

در اين اثنا، پاي مشاوران مدرسه و پليس به زندگي آقاي داوسن باز مي‌شود. آنها معتقدند كه او توان نگهداري و تربيت لوسي را ندارد؛ چرا كه ذهن سم در حد يك كودك ۷ ساله كار مي‌كند و اين در حالي است كه دختر او در حال ورود به سن ۸ سالگي و رشد به مراحل بالاتر تحصيلي است.

تصويربرداري و آهنگ سازي اين فيلم بي نظير است و مخاطب را دقيقا با احساسات درمانده آقاي داوسن و وابستگي لوسي كوچك به او گره مي‌زند. دخترك درك مي‌كند كه هر چند پدر نمي‌تواند درباره جغرافيا با او حرف بزند اما به او محبت مي‌كند، صبحانه اش را آماده مي‌كند و او را به مدرسه مي‌برد.

سرانجام دادگاه حكم جدايي دختر و سپردن او را به يك خانواده ديگر صادر مي‌كند. اما اصرار آقاي داوسن و  حضور نامترقبه يك وكيل احساساتي كه خود درگير مشكلات خانوادگي و تربيت فرزندانش است اين فيلم را به سويي ديگر حركت مي‌دهد. مشاوران دادگاه و قاضي تحت تاثير سخنان ناخودآگاه سم و دوستان همزاد او قرار مي‌گيرند...

اين فيلم ( توضيح بيشتر) واقعا ارزش چند بار ديدن را دارد.شون پن عالي اداي نقش مي‌كند. هر چند فيلم محصول ۲۰۰۱ -۲۰۰۲ است به نظر مي‌رسد هنوز در شبكه ويدئويي رسمي و غيررسمي كشور منتشر نشده است.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 13 فروردین1386ساعت 13:48 توسط سعید جباری |

 

                        

She's the Man یکی از فیلم‌های طنز - اجتماعي " اندي فکمن" با بازي Amanda Bynes (وايولا)، James Kirk (سباستين) Channing Tatum (دوك) و...است كه سال ٢٠٠٦ در آمريکا ساخته شد.

به عقيده بعضي، اين فيلم رويكردي فمينيستي دارد و درصدد است انتقادي عبرت آميز از نوع نگاه به قدرت و توان اجتماعي و فيزيولوژي زنان داشته باشد. جمله‌اي كه به مسخره مي‌گويد " كفش پاشنه بلند زنان براي اين است كه نتوانند از دست مردان بگريزند". اين فيلم حداقل بيش از ٣٣ ميليون دلار فروش داشته.

                                                                 

ماجراي فيلم برمي‌گردد به دختر نوجواني به اسم " وايولا " كه هيچ سنخيتي با ديگر دختران ندارد و عاشق رفتارهاي پسرانه است. او بر خلاف دختران جوان، لباس عروس سفيدرنگ را پس مي‌زند و حالش از عواطف دراماتيك دختربچه‌ها به هم مي‌خورد. در عوض يك توپ چهل تكه سفيد و سياه در دست مي‌گيرد و در مدارس فوتبال شانه به شانه پسران توپ مي‌زند.

وايولا از آنجا كه كاملا شبيه برادر خود سباستين است، از نبود او استفاده مي‌كند و با گريم و لباس پسرانه مدتي وارد اردوي پسرانه تيم فوتبال در مسابقات منطقه‌اي مي‌شود. او سرانجام پا به زميني مي‌گذارد كه مدت ها آرزو داشت به جاي مردان در آنجا فوتبال بازي كند اما سرانجام وقتي به آرزويش مي‌رسد همه چيز را خود يك باره اعلام مي‌كند... 

***

                             عنوان كتاب امروز: "  امنيت و تهديد در جامعه اطلاعاتي"

                                             عليرضا زرگر - زيبا ميرزامحمدي

جلد اول اين كتاب در ۳۰۹ صفحه از سوي انتشارات قديم به چاپ رسيده و حاوي فصولي شامل مفاهيم و چالش‌هاي امنيتي جديد در جامعه اطلاعاتي، فرصت‌ها و تهديدهاي امنيتي جديد در جامعه اطلاعاتي، معيارها و ويژگي‌هاي جامعه اطلاعاتي، جرايم نوين و قوانين پيشگيرانه، جايگاه كشورهاي عربي در جامعه اطلاعاتي، جايگاه ايران در جامعه اطلاعاتي مي‌شود. خواندن اين كتاب خالي از لطف نيست. 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 6 فروردین1386ساعت 16:57 توسط سعید جباری |

 

يكي از زيباترين فيلم‌هايي كه در تعطيلات نوروزي ديدم فيلم  كازينو رويال بود. CAZINO ROYALE يك فيلم اكشن و هيجاني از مجموعه آثار جيمز باند است. نقش اول فيلم را Daniel Craig  بازي مي‌كند.

طبق معمول بنا بر فلسفه توليد فيلم‌هاي جيمز باند، قهرمان داستان سعي دارد در مقابل سازماني جهاني تروريستي كه در آسياي شرقي و آفريقا هم ريشه دوانده،بايستد و براي اين كار ضمن به كارگيري شيوه‌هاي جاسوسي و الكترونيك، وارد ماجراجويي‌ها و ايجاد صحنه‌هاي پر زد و خورد مي‌شود.

مركز معامله بزرگ پول‌هاي تروريست‌ها اين بار در كازينو رويال پيش بيني شده كه آقاي باند در لباس يكي از قماربازان ماهر در آنجا ساكن مي‌شود و سرانجام پول زيادي را از اين طريق از رهبران تروريست آن سازمان مي‌برد و...

                                                                         

كازينو رويال در ‌٥٠ كشور نمايش دهنده آن توانست رتبه اول را از لحاظ استقبال تماشاگران داشته باشد.                                          

****                

                                    "خاطرات سردبير واشنگتن پست؛ بن بردلي"

مرحوم غلامحسين صالحيار كتابي دارد با نام "‌دنياي ما روزنامه نگاران" -‌ خاطرات سردبير واشنگتن پست؛ بن بردلي.

اين كتاب حجيم يكي از شاهكارهاي ترجمه صالحيار است كه وضعيت روزنامه‌نگاري افشاگر آمريكا را به خصوص در دوران پيش از جنگ ويتنام و حكومت‌گري نيكسون به تصوير مي‌كشد. بن بردلي در اين اثر به تشريح نحوه افشاگري واترگيت و برنامه‌هاي روزنامه واشنگتن مي‌پردازد.

            ماجراي واترگيت طبق گزارش‌هاي منتشره، از اين قرار بود که چند نفر از همكاران و دستياران ريچاد نيكسون كه براي تجديد انتخاب او در انتخابات نوامبر 1972 تلاش مي‌كردند درصدد سرقت برنامه‌هاي تبليغاتي و فهرست كمك‌هاي مالي از ستاد مك گاورن نامزد حزب دمكرات كه در ساختمان «واتر گيت» در شهر واشنگتن استقرار داشت برمي‌‌آيند. پس از آن هنگامي که در نخستين ساعات بامداد 17 ژوئن آن سال وارد ساختمان شدند که دستگاه استراق سمع و دوربين مخفي کار بگذارند دستگير مي‌شوند و از جيب آنان که پنج تن (چهار نفرشان ساکن شهر ميامي فلوريدا) بودند شماره‌هاي تلفن دو تن از همکاران نيکسون در کاخ سفيد و مقداري اسکناس‌هاي صد دلاري و ... به دست مي‌آيد. يکي از آنها قبلا براي سازمان «سي.آي.ا» کار مي‌کرده و حقوق مي‌گرفته و....

«مارك فلت» معاون پليس امنيت داخلي آمريكا (اف.بي.آي) در زمان حكومت نيكسون كه اينك (سال 2005) 91 ساله و در سانتا رزا (كاليفرنيا) زندگي مي‌كند چند روز پيش مشاور قضايي خود را فراخوانده و از او خواسته بود كه به مجله «ونيتي فر» بنويسد كه وي قضيه واترگيت را به «باب وودوارد» خبرنگار واشنگتن پست گفته بود و از او خواسته بود كه محرمانه بماند.

 

+ نوشته شده در یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 15:50 توسط سعید جباری |

 

 

                                                                

عنوان فیلم :  مفسر " The INTERPRETER  "

    کارگردان : SYDNEY POLLACK

بازیگران اصلی : شون پن (SEAN PENN) و نیکول کیدمن (NICOL KIDMAN)

 

خلاصه :

فیلم مفسر درباره بحران ناامنی و استقرار دولت نظامی در آفریقا به خصوص منطقه موتوبو حرکت میکند که به تازگی رییس جمهوری به نام " ادموند زوانی" در آنجا قصد دارد اصلاحات سیاسی انجام دهد.

نقش اول فیلم را مترجم و مفسری به نام سیلویا بروم (NICOL KIDMAN) در سازمان ملل بازی می کند . او که اصالتا آفریقایی سفید است خانواده خود را در موتوبو از دست داده و به همین خاطر توجه ویژه ای به شکست یا پیروزی زوانی دارد و طی ارتباط با برادر خود که از نیروهای متصل به " آژین زولا" رقیب رییس جمهوری موتوبو است ، وضعیت منطقه را تعقیب می کند.

سازمان ملل و شورای امنیت قصد دارند زوانی را به اتهام نسل کشی و قتل عام به دادگاه لاهه کشانده و تحت فشار قرار دهند تا این که مفسر این سازمان ناخواسته وارد ماجرایی می شود که سرانجام پرده از سوءقصدی ساختگی در مجمع عمومی سازمان بر می دارد و راه را برای دستگیری رییس جمهوری موتوبو باز می کند.

شون پن در این فیلم در نقش رییس سرویس امنیت شورای عالی امنیت خارجی آمریکا " افسر کلر" بازی می کند که از ابتدا طی درگیری با مسئله جاسوسی سیلویا وارد بازی شده و تا آخر فیلم در کنار نقش اول با او همراهی می کند.

سکانس اول فیلم با ترور دو نفر از رقبای بزرگ سیاسی زوانی در موتوبو به دست کودکانی خردسال و مسلح آغاز می شود.

 

 

 ***

     عنوان کتاب امشب:  کارنمای زنان کارای ایران -  از دیروز تا امروز

                        نویسنده : پوران فرخزاد

کارنمای زنان کارای ایران کتابی پژوهشی است که در برگیرنده زندگی نامه زنان ایرانی موفق و مشهور داخل و خارج کشور در عرصه های سیاسی، اجتماعی، ادبی و هنری است.

این کتاب در 1012 صفحه توسط نشر قطره به صورت یک دایره المعارف طبق ترتیب الفبا منتشر شده.

 

اولین اسمی که در کارنمای زنان دیده می شود، آباکیش " ABAKISH" از زنان مشهور و ملکه های هخامنشی است که نامش به عنوان کارفرمای کارگران املاک و کارگاه های هخامنشی شهرت دارد.

آخرین زن معرفی شده در کتاب هم " مریم یوشی زاده" نام دارد که نویسنده و شاعر معاصر خوانده میشود.

+ نوشته شده در جمعه 3 فروردین1386ساعت 23:2 توسط سعید جباری |

 

 عنوان فیلم:  YOUNG GODS

 کارگردان: JUKKA PEKKA SIILI                       

  با شرکت REINO NORDIN  - JUSSI NIKKILA

                                                                                  

این فیلم ماجراجویی جوانانی عصیانگر را نشان می دهد که با سوءاستفاده از موقعیت های خود ، برای تفریح و سرگرمی گروهی دست به مخدوش کردن حیثیت و حریم خصوصی زنان و دختران جوان می زنند.

در این فیلم معضل تصویربرداری مخفیانه از روابط خصوصی و خلاف اخلاق جوانان مورد بررسی قرار

میگیرد.

یک گروه از پسران هنجارشکن با استفاده از اعتماد دختران جوان که دل به دوستی با آنها می بندند، فیلم هایی از روابط خصوصی آنها با خود ضبط می کنند و بعدا در جمع خود مورد استفاده قرار می دهند. این پسران که دوربین های تهیه فیلم را در اتاق یا خودرو جاسازی می کنند، بعد از مدتی گرد هم جمع می شوند و دسته جمعی هنرنمایی خود را از لکه دار کردن عفت دختران و زنان جوان نزدیک به خود نمایش می دهند.

این بازی و شیطنت خطرناک تا جایی پیش می رود که کم کم تبدیل به نوعی جنون و بیماری در بین آنها می شود و موجب بی اعتمادی خانواده ها، مرگ یکی و از هم پاشیدگی روابط زناشویی بعضی ها

میشود. حتی یکی از زنان پلیس نیز در دام این جوانان می افتد و مورد سواستفاده قرار می گیرد. سرانجام با بروز حوادثی دوربین فیلمبرداری زیر پای یکی از این پسران خرد می شود.

فیلمبرداری این فیلم گاهی از زاویه دوربین این جوانان به سکانس ها جلوه ای ویژه می دهد و موجب هیجان و احساس ناامنی در مخاطب می شود...

 

**

 

           عنوان کتاب : نگرشی بر تاریخ سیاست در سینما

                نویسنده: کاظم راست گفتار

این کتاب توسط انتشارات پارت در 105 صفحه منتشر شده که چاپ اول آن مربوط به سال 1366 است.

بررسی سینمای آمریکا، شوروی و اروپا درباره حضور فیلم های سیاسی سرفصل های این کتاب اند.

 

 

** این کتاب بسیار سلیس و برای روزنامه نگاران به خصوص خبرنگاران هنری مفید است. سعی

میکنم صرفا معرفی کوتاهی از عناوین و فصول این کتب داشته باشم.

+ نوشته شده در جمعه 3 فروردین1386ساعت 0:26 توسط سعید جباری |

 

 

  عنوان فیلم:   L U T H E R

  محصول ۲۰۰۴ آلمان

 کارگردان: اریک تیل ( ERIC TILL )                  

                                                                 

 

مردم گروه گروه پیش نماینده کاردینال بزرگ می آیند تا برای آمرزش گناهان خود، توبه نامه بخرند. آنها هر چقدر گناهکارترند، پول بیشتری برای خرید کاغذ عفونامه یا مجوز بهشت به نماینده خداوند بزرگ در روی زمین یعنی "پاپ" می پردازند تا از این طریق گوشه ای از بهشت را پیش خرید کنند. چیزی نمی گذرد که تمام مردم شهر ثروت شان را که با بدبختی و کارگری جمع کرده اند بر دوش اسبان نمایندگان کلیسا قرار می دهند.

اما "کشیش مارتین"( Martin Luther ) شخصیتی متفاوت نسبت به دیگر راهبان هم کیش خود است. دست زن بیمار را می گیرد و توبه نامه اش را به قیمت دوبرابر می خرد تا با پولش ، او را به سمت خرید غذای کافی برای فرزندانش سوق دهد. مارتین مردم را دعوت می کند که به جای خرید توبه نامه به سمت انجام اعمال نیک و دوری از گناهان بروند، زندگی و کار کنند و به این ترتیب با تبدیل شدن به یک بنده خوب خداوند راه سعادتمندی در آخرت نصیب شان شود. کشیش مارتین یک شخصیت ضدمتن است که از حاشیه های انزوا کم کم وارد متن می شود و آن گاه علیه متن مانیفست صادر می کند.

فیلم لوتر اثری اجتماعی مربوط به عصر حاکمیت کلیساهاست که زندگی انتقادی کشیشی آلمانی را که بعدها بنیان گذار پروتستان می شود به نمایش می گذارد.

"مارتین لوتر" جنجالی ترین چهره قرن 16 اروپا در این فیلم ابتدا در لباس یک کشیش ساده و منزوی روستایی در دیر راهبان فرقه آگوستینوس دیده می شود که دوران سخت ریاضت را در کلیسا پشت سر می گذارد. او به تدریج در اثر تحصیل دقیق علوم دینی تبدیل به یک روحانی مشهور و سخنور می شود که در سال 1517 کرسی استادی وتدریس دانشگاه ویلتنبرگ آلمان را در رشته الهیات به خود اختصاص می دهد.

عصر لوتر دوره اختراع صنعت چاپ توسط هموطن او گوتنبرگ است و به همین خاطر، چاپ و انتشار آراء و عقاید شخصی نویسندگان ، سیاستمداران و راهبان در شرح و تفسیر کتاب مقدس و مبانی الهیات مسیحی رونق می گیرد. همین جاست که کشیش مارتین در لباس یک راهب اصلاح طلب آغازگر مبارزه ای عمیق با افکار انحرافی در کلیسا می شود. اعتراض او نسبت به ثروت اندوزی کاردینال ها، آداب اشرافی کلیسای کاتولیگ ایتالیا و فروش توبه نامه های دروغین توسط  کشیش های محلی باعث تکفیرش در سال 1520 از سوی واتیکان شد.

کشیش مارتین (Joseph Fiennes) سرانجام مانیفست و رساله اصلاحی خود را درباره کتاب مقدس و ضعف کلیسای کاتولیگ به خط آلمانی بعد از مدت ها تلاش منتشر می کند و همین مسئله موجب

می گردد پاپ لوئی دهم و کاردینال کاتیانوس او را به بدعت گرایی و ترویج افکار انحرافی ضدکلیسا متهم کرده و به واتیکان فرابخوانند.

فیلم لوتر، روایت این حرکت اصلاحی است که با افکار و اعتراضات این کشیش شروع می شود و با نمایش شکل گیری دسته بندی و گروه های اجتماعی و صنفی مردمان آن عصر به بروز جنگ های فرقه ای و حزبی و سرانجام اعلام استقلال کلیسای بزرگ آلمان از واتیکان و بنیان گذاری پروتستان ختم می شود. البته شخصیت اصلاحی لوتر هم چنان مشاهیر دیگر تاریخ بارها از سوی شاهزادگان، ملاکان و ثروت اندوزان مورد سوءاستفاده قرار می گیرد و تا آنجا پیش می رود که کشیش مارتین از همراهی با آنها تبری بجوید. او سرانجام تدریس را پیشه خود می کند.

میان سکانس های متنوع این فیلم در کنار قدرت تصویربرداری و چهره پردازی بی نظیر دست اندرکارانش، توازن خوبی برقرار است و از ابتدا تا انتهای برنامه، مخاطب شاهد قطعاتی از موسیقی مناسب، دیالوگ های مناظره وار و مونولوگ های بی پرده، صحنه های از جنگ های داخلی و لحظاتی از تنهایی عبادت آمیز انسان هاست.

  

 

 ****

          عنوان کتاب: " ایران ؛ هویت، ملیت، قومیت"

                      به کوشش دکتر حمید احمدی

   انتشارات موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی

                          قیمت: 4500 تومان

 

 خلاصه محتوا:

این کتاب در 552 صفحه  مقالات علمی و تاریخی 14 نفر از اساتید و محققان دانشگاهی از جمله حسین بشیریه ،رجب ایزدی ، حمید احمدی و دیگران را درباره هویتهای ایرانی، دین و ملت در ایران، ایدئولوژی سیاسی و هویت اجتماعی، بحران هویت ملی، نخبگان محلی، زبان پارسی، بلوچستان ایران، پان ترکیسم،هویت آذربایجان،توسعه مناطق کردنشین ، چالش های قومیتی در خوزستان شرح و بسط داده است.

این کتاب زبان و ادبیاتی روان ولی در عین حال تحقیقی – تاریخی دارد .

به تمام دوستداران روزنامه نگاری سیاسی و خبرنگاران رسانه های ملی به خصوص آنها که درباره موضوعات مرتبط با اخبار و گزارش های امنیت، قومیت گرایی یا جنبش های تجزیه طلب در حال فکر کردن یا تحقیق هستند خواندن این کتاب با ارزش را توصیه می کنم.

 

**

تعطیلات نوروزی با نبود روزنامه ها باعث شده تا کاربری اینترنت افزایش پیدا کند. البته شاید هم مدت زمان حضور در شبکه گسترش یافته است. به هر حال هر کدام باشد مفید خواهد بود. فرصت خوبی است که کمی بیشتر تفریح کنیم و تفننی سراغ اینترنت برویم.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1 فروردین1386ساعت 22:31 توسط سعید جباری |