من، جواد خياباني، پرچمفروش بودم. تخمهفروش بودم. توي همين استاديوم بيسكوئيت ميفروختم سال 58، 59، 60، 63... تخمه، ساندويچ، آفتابگير ميفروختم. نميگويم چون بارفروش بودي حالا كار بدي كردهاي كه روزنامهنگار شدهاي، اما ميگويم تو كه بارفروش بودهاي آيا سواد روزنامهنگار شدن را پيدا كردهاي؟ من تخمه ميفروختم اما با پولش اولين چيزي كه ميخريدم مجلهها بود. من باربري ميكردم، حمالي ميكردم، اما اولين چيزي كه ميخريدم مجلهها بود...
هوشنگ گلمكاني چند سال پيش گفته بود خياباني چون چاق است نبايد فوتبال گزارش كند. تلفن كردم بهش و گفتم شما نبايد فيلم نقد كني چون عينكي هستي و شايد جنيفر لوپز را دمي مور ببيني. به من گفت خيلي پررويي و شروع كرد به من بد و بيراه گفتن. الان ميگويد نه اين حرفها نبوده. خب چرا؟!
بازي عربستان من در زير راهرو داشتم با دو سه تا عكاس، عكس ميگرفتم. يك خبرنگار آمد گفت من فلانيام. گفتم خوشبختم. گفت از تو هميشه بد نوشتهام. گفتم بدبختم. گفت يعني برات مهم نيست؟ از جيبم 50 هزار تومان درآوردم دادم گفتم ديگر ننويس. گفت نه. به او ناسزايي گفتم و گفتم برو باز هم بنويس. خب يا اين شخص اين حرف را ميزند كه از من پول بگيرد يا عناد دارد. بعد از اين حرف زنگ زدم به دوستم گفتم فردا روزنامهها عليه من خواهند نوشت. من هر چه كه در آن گزارش پيش آمد را از قبل طي كرده بودم كه چطور گزارش خواهم كرد. گفتم گل را ميكشم. گفتم ميخواهم پرشور گزارش كنم.
* پنبهزنی روزنامه آفتاب در کیهان
حضور چنين عناصري، تنها به سرويس اجتماعي روزنامه «خورشيد» محدود نمي گردد. برخي از اعضاء كمپين زنانه «يك ميليون امضاء»(!) و فمينيست هاي دوآتشه كه سابقه زندان و پيگرد قضايي دارند نيز در زمره همكاران روزنامه خورشید بودند.
برخي از مسئولان تيم رسانه اي انتشار «نشريات زرد» و «اصلاح طلب» كه با روزنامه هاي توقيف شده مانند «شرق» و «آفتاب امروز» همكاري داشتند و انتشار يك دوره از هفته نامه توقيف شده «تماشاگران» و ماهنامه «نسيم هراز» را در كارنامه خود دارند و به «باج گيران مطبوعاتي» شهرت يافته اند، سر از روزنامه دولتي و جديدالتاسيس «خورشيد» درآوردند!!!