تبليغاتX
نویسه

نویسه

 

بايد كه شيــوه سخــنم را عـوض كـنم       شد شد، اگر نشــد دهنم را عوض كنم

گاهي براي خواندن يك شعر لازم است     روزي سه بار انجمنم را عوض كنم...

وقتي چمن رسيده به اينجاي شعر من     بايد كه قيچي چمنم را عوض كنم...

پـيراهـنی به غـير غزل نيـست در بـرم       گفتي که جامه‌ي کهنم را عوض کنم

دستی به جام باده و دستي به زلف يار    پس من چگونه پيرهنم را عوض كنم... 

با من بـرادران زنـم خوب نـيـسـتـنـد          بايد بـرادران زنـم را عـوض کـنم

دارد قـطار عمـر کـجا می ‌بـرد مـرا ؟          يارب ! عنايتی تـرنم را عـوض کـنم

ورنـه ز هول مرگ زمانی هـزار بار            مجبور مي‌شوم کفنم را عوض کنم

ناصر فیض

+ نوشته شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت 17:12  توسط سعید جباری  | 

 

سر تيم برنز لي در گفت‌وگو با بي بي سي نيوز در مورد استفاده از وب براي انتشار اطلاعات نادرست ابراز نگراني كرد. خالق وب گسترده‌ جهاني اظهار كرد كه اينترنت به شيوه‌اي نياز دارد تا در تشخيص شايعه از علم واقعي به مردم كمك كند.....

* مخالفت انجمن جهاني روزنامه‌ها با قرارداد تبليغاتي ياهو و گوگل

انجمن جهاني روزنامه‌ها از مقامات نظارت بر رقابت در اروپا و آمريكاي شمالي خواست مانع توافق تبليغاتي ياهو و گوگل به دليل زمينه‌هاي ضد رقابتي آن شوند. طبق اعلام اين سازمان، اين قرارداد بر روي درآمد تبليغاتي كه غول‌هاي جست‌وجو براي روزنامه‌ها و سايت‌هاي ديگر فراهم مي‌كنند و بر روي هزينه‌ تبليغات جست‌وجوي پولي تاثير منفي خواهد گذاشت.

انجمن جهاني روزنامه‌ها (WAN) كه نماينده‌ 77 انجمن روزنامه‌ ملي و 18 هزار روزنامه در جهان است از بخش آنتي تراست وزارت دادگستري آمريكا،‌ رياست رقابت كميسيون اروپا و اداره رقابت كانادا خواست تاثير اين قرارداد را بررسي و جلوي آن را بگيرند.

ياهو در ماه ژوئن و با هدف كاستن از فشارها براي قبول پيشنهاد خريد از سوي مايكروسافت و براي برون‌سپاري بخشي از فعاليت تبليغاتي خود با گوگل قراردادي بست كه تحت آن غول اينترنتي براي بخشي از نتايج جست‌وجوي ياهو تبليغات فراهم مي‌كند. اين دو شركت در آن زمان اعلام كردند قبل از بستن اين قرارداد غيرانحصاري كه جست‌وجوهاي اينترنتي در آمريكا و كانادا را در برمي‌گيرد به طور داوطلبانه همكاري خود را سه ماه و نيم به تاخير مي‌اندازند تا قرارداد آن‌ها مورد بازبيني مقامات نظارت بر رقابت تجاري قرار بگيرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 11:14  توسط سعید جباری  | 

Sarah Palin

از زماني كه سارا پيلن وارد بازي انتخابات شده، گمانه زني در مورد انتخابات آمريكا رو بهم ريخته. سارا پيلن اينقدر نگاه ها رو به خودش جلب كرده كه الان يكي از كلمات كليدي موتورهاي جستجو است. همه تشنه اينن كه بدونن اين خانم كيه و تو آلاسكا چي كار مي کرده؟ این مطلب مصطفی‌ست درباره ایشان.

حالا من هم يك فيلم پيدا كردم درباره  Palin كه به نظرم در خور توجه است؛ به خصوص از اين لحاظ كه كنش‌هاي خانم پلين را در فرهنگ ايالت متحده نشون ميده. براي من بارها اين سوال بوده كه آيا تفكر و فرهنگ آمريكايي واقعيتش همونه كه در تبليغات يا فيلم بازنمايي ميشه؟ در ۳ سال گذشته در عرصه انتخابات بارها جلسات، مباحثات و مشاوره‌هايي درباره برنامه‌هاي تبليغاتي احزاب داشته‌ام. هيچ وقت اما متوجه نشدم چرا بين ما و فرهنگ قاره دور (كه باني علم تبليغاته) اينقدر در رويكرد عمومي به تبليغ تفاوت وجود داره؟ ديدن اين فيلم كوتاه كمي اين موضوع رو برجسته ميكنه.

اين فيلم را ببينيد...

+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1387ساعت 12:57  توسط سعید جباری  | 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1387ساعت 12:16  توسط سعید جباری  | 

 

من، جواد خياباني، پرچم‌فروش بودم. تخمه‌فروش بودم. توي همين استاديوم بيسكوئيت مي‌فروختم سال 58، 59، 60، 63... تخمه، ساندويچ، آفتابگير مي‌‌فروختم. نمي‌گويم چون بارفروش بودي حالا كار بدي كرده‌اي كه روزنامه‌نگار شده‌اي، اما مي‌گويم تو كه بارفروش بوده‌اي آيا سواد روزنامه‌نگار شدن را پيدا كرده‌اي؟ من تخمه مي‌فروختم اما با پولش اولين چيزي كه مي‌خريدم مجله‌ها بود. من باربري مي‌كردم، حمالي مي‌كردم، اما اولين چيزي كه مي‌خريدم مجله‌ها بود...

هوشنگ گلمكاني چند سال پيش گفته بود خياباني چون چاق است نبايد فوتبال گزارش كند. تلفن كردم بهش و گفتم شما نبايد فيلم نقد كني چون عينكي هستي و شايد جنيفر لوپز را دمي مور ببيني. به من گفت خيلي پررويي و شروع كرد به من بد و بيراه گفتن. الان مي‌گويد نه اين حرف‌ها نبوده. خب چرا؟!

بازي عربستان من در زير راهرو داشتم با دو سه تا عكاس، عكس مي‌گرفتم. يك خبرنگار آمد گفت من فلاني‌ام. گفتم خوشبختم. گفت از تو هميشه بد نوشته‌ام. گفتم بدبختم. گفت يعني برات مهم نيست؟ از جيبم 50 هزار تومان درآوردم دادم گفتم ديگر ننويس. گفت نه. به او ناسزايي گفتم و گفتم برو باز هم بنويس. خب يا اين شخص اين حرف را مي‌زند كه از من پول بگيرد يا عناد دارد. بعد از اين حرف زنگ زدم به دوستم گفتم فردا روزنامه‌ها عليه من خواهند نوشت. من هر چه كه در آن گزارش پيش آمد را از قبل طي كرده بودم كه چطور گزارش خواهم كرد. گفتم گل را مي‌كشم. گفتم مي‌خواهم پرشور گزارش كنم.

* پنبه‌زنی روزنامه آفتاب در کیهان

حضور چنين عناصري، تنها به سرويس اجتماعي روزنامه «خورشيد» محدود نمي گردد. برخي از اعضاء كمپين زنانه «يك ميليون امضاء»(!) و فمينيست هاي دوآتشه كه سابقه زندان و پيگرد قضايي دارند نيز در زمره همكاران روزنامه خورشید بودند.

برخي از مسئولان تيم رسانه اي انتشار «نشريات زرد» و «اصلاح طلب» كه با روزنامه هاي توقيف شده مانند «شرق» و «آفتاب امروز» همكاري داشتند و انتشار يك دوره از هفته نامه توقيف شده «تماشاگران» و ماهنامه «نسيم هراز» را در كارنامه خود دارند و به «باج گيران مطبوعاتي» شهرت يافته اند، سر از روزنامه دولتي و جديدالتاسيس «خورشيد» درآوردند!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 15:48  توسط سعید جباری  | 

مطالب قدیمی‌تر