تبليغاتX
نویسه

نویسه

 

لري كينگ در ابتدا مي‌خواست بازيگر شود، هم خودش هم هاليوود متوجه شدند كه لري بازيگر نخواهد شد و او فهميد كه بايد استعدادش را در جايي ديگر صرف كند. البته نه هاليوود اشتباه كرد و نه لري. تاك شوهاي لري كينگ در بيش از 200 كشور جهان به نمايش در مي‌آيد و نزديك به 150 ميليون نفر تماشاگران گفت‌وگوهاي جنجالي لري هستند. او از تجربيات كوتاه بازيگري‌اش در لوكيشن CNN استفاده مي‌كند. بنا به آمار خيل عظيم تماشاگران او از هر فيلم سينمايي بيشتر است. لري ديگر به سراغ هاليود نرفت او نبض تماشاگر را پيدا كرده است و آن را به فنا نمي‌دهد.                                          

لري

 اپرا وينفري، دكتر بيل و مارتا مجريان معروف و البته پولداري هستند كه برنامه هايشان بسيار پرمخاطب است.اپرا، دكتر بيل و مارتا هر كدام در يك زمينه تخصص دارند، اپرا با مصاحبه‌هايش، دكتر بيل با مشاوره‌هاي پزشكي جنجالي‌اش و مارتا با غذاهاي سريع و آسانش مشهور شده‌اند. هرگز نمي‌بينيد كه اپرا در يكي از برنامه‌هايش به‌عنوان يك بخش برنامه محبوبش غذا بپزد، دكتر بيل مصاحبه كند و يا مارتا مشاوره پزشكي بدهد. اين افراد در كارهاي خودشان متخصص هستند و به همين هم قانع هستند شايد هم ترجيح مي‌دهند كه در زمينه كاري خودشان تجربه بياموزند و تجربه‌هايشان را به كار ببرند.

حالا خانم الف بازيگر تلويزيون و سينماست، آقاي ب هم. براي بينندگان ديدن اين دو در قالب يك زن كارمند و يك مرد عاشق عادي است. اين دو سال‌هاست كه در تلويزيون و سينماي ايران در اين قالب فرو‌رفته‌اند. آقاي ج نیز يك مجري است. نصيحت‌هاي آقاي ج به دل بيننده‌هاي ما مي‌نشيند. سال‌هاست كه بيننده‌ها عادت كرده‌اند كه او را روبه‌روي خود در قاب تلويزيون ببينند و از دهن او بشنوند كه چگونه بايد زندگي كنند، با فرزندان خود چگونه رفتار كنند و... .

اما روزي روزگاري زمين مي‌چرخد و آقاي ب و خانم الف به جاي آقاي ج به اجراي برنامه مي‌پردازند و آقاي ج هم درجايگاه بازيگري فرود مي‌آيد و روزگار و زمين همچنان مي‌چرخند...اينجا

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مهر1387ساعت 12:39  توسط سعید جباری  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 17:33  توسط سعید جباری  | 

 

دیروز در راستای برنامه‌های کانون پژوهش‌هاي علوم ارتباطات اجتماعي ايران در سال ۸۷، جلسه هيئت مديره تشكيل شد. به لطف دوستان قرار است به زودي چند برنامه مفيد در عرصه رسانه پيگيري و اعلام شود.

منتظر چند همايش، ميزگرد، كنفرانس و پروژه مطالعاتي باشيد. گزارش اين جلسه ظرف دو سه روز آينده منتشر مي‌شود. قرار شد تا راه‌اندازي و طراحي سايت كانون، موقتا وبلاگي با همين عنوان ايجاد كنيم تا دوستان، دانشجويان و كارشناسان ارجمند ارتباطات با مراجعه به آن به ما لينك شوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مهر1387ساعت 16:28  توسط سعید جباری  | 

 

روزنامه خورشید که از سوی وزارت رفاه و تامين اجتماعي تازه چند روز است منتشر می‌شود، درگير شكايت و جوابيه و حاشيه شد. اين روزنامه ظاهرا به دست توانگران رسانه‌اي اصولگرا اداره مي‌شود.

تابناك نوشته است: بركناري هيأت مديره و مديرعامل مؤسسه آتيه كه سردبيري روزنامه «خورشيد» نيز بر عهده وي بود، روز گذشته در حالي در كمتر از پنج ساعت رخ داد كه مديران بركنار شده، اغلب از فعالان رسانه‌اي منتسب به دولت نهم و در مقابل هيأت مديره سه نفره جديد منصوب شده از مديران سابق سازمان تأمين اجتماعي هستند.
روز يكشنبه ساعت 12:15، از بركناري اعضاي هيأت مديره و انتصاب هيأت مديره جديد مؤسسه آتيه خبر داده شد؛ روزنامه خورشيد به صاحب امتيازي سازمان تأمين اجتماعي در اين مؤسسه منتشر مي‌شد و سردبيري آن بر عهده محمد پارياب، مديرعامل مؤسسه آتيه بوده است. با اين حال، گويا اختلافات ميان مديرمسئول و سردبير اين روزنامه كه پيش از اين نيز «تابناك» درباره آن خبر داده بود، پس از آنكه هفته گذشته، هيأت نظارت بر مطبوعات محسن احمدي، رئيس هيأت مديره مؤسسه آتيه را كه براي مدير مسئولي خورشيد معرفي شده بود نپذيرفت، وارد فاز جديدي شد.

بالاخره سازمان تامين اجتماعي هم دست به كار شكايت شد و اعلام كرد: مطلب سراسر كذبي با اهداف تفرقه افكنانه امروز دوشنبه 22/7/87 تحت عنوان "بركناري هيات نظارت بر مطبوعات در خورشيد" منتشر شده است. از آنجائي كه اين سايت در صدد جريان سازي و وارد كردن اتهامات به مديران و مقامات كشور خصوصاً حوزه رفاه و تامين اجتماعي و تخريب چهره خادمان نظام مي باشد، لذا امروز دوشنبه مورخ 22/7/87 اين سازمان شكايتي را به همراه كليه مستندات عليه مطالب سراپا كذب سايت خبري و تحليلي تابناك به قوه قضائيه ارسال كرده است تا معلوم و مشخص شود اهداف و پشت پرده اين جريانات و هدف اين سايت از انتشار اين اخبار كذب چيست و تا حصول نتيجه پيگيري و دنبال خواهد شد...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت 15:41  توسط سعید جباری  | 

وقتي دیدم كه اسماعيل افتخاري عزيز كه به اسمال تيغ زن مشهور بود! از زندان آزاد شده ياد خاطره‌اي از دادگاه روزنامه ايران افتادم...

مطبوعات كشور ما در دهه ۷۰ و ۸۰ بارها حتي از طرف زندانيان محترم مورد شكايت قرار گرفتند و مديران مسئول را به محاكمه كشاندند. جدا از اين كه اين اتفاق از نظر حقوقي صحيح است يا نه؟ به ياد دارم در جريان اخبار حوادث و جنايي سال‌هاي ۸۰-۸۱ اسماعيل تيغ زن از روزنامه‌هايي مثل ايران و جام جم به عنوان اعاده حيثيت شكايت كرد. اين روزنامه‌ها تصاوير و گزارش‌هايي درباره اين زنداني محترم كه پرونده‌هاي بسياري از بدو انقلاب داشته منتشر كرده بودند. آقاي افتخاري يعني اسمال البته در سال 78 با دستور دادگاه عمومی تهران بازداشت و محاکمه شد. طبق گفته خيلي‌ها، اسماعيل تيغ زن يك چهره به ظاهر انقلابي بود كه از عنوان و جايگاهش سوءاستفاده كرد و اقدامات خلاف قانون بسياري انجام داد.

بالاخره روز محاكمه مديرمسئول ايران، عبدالرسول وصال در پاييز ۸۱  فرا رسيد و دادگاه با آن شكايات سياسي آن روزها مملو بود از تماشاچي يا مخاطب، خبرنگار و وكيل. من هم به عنوان گزارشگر حضور داشتم. در آغاز محاكمه، چند نفر از زندانيان محترم قصر و اوين هم وارد جايگاه شكات شده و نشستند. به نظرم محاكمه در شعبه ۱۴۰۸ بود. به هر صورت زندانيان با غل و زنجير پا نشستند و رسيدگي آغاز شد. يكي از همان زندانيان درشت اندام و پرنشاط آقاي اسمال تيغ زن بود كه با اعلام قاضي پشت تريبون سالن قرار گرفت.

جناب آقاي افتخاري با فريادي بلند شكايتش از روزنامه ايران را قرائت كرد و با لحني تهديدآميز به مديرمسئول گفت؛ چرا هي مي‌نويسيد اسمال تيغ زن؟! كي تيغ زن است؟ چرا عكس من را از بچگي تا امروز در كنار هم به صورت گرافيكي و آلبوم چاپ كرديد؟ شما آبروي من را برده ايد. كدام دادگاه من را تا حالا محكوم كرده است؟

برخورد باعصبانيت و تند اين زنداني باعث به هم ريختن نظم دادگاه شد و متاسفانه اين محاكمه از كنترل قاضي خارج بود. به نظر من به عنوان يك ناظر بي‌طرف، اين محاكمه يكي از ضعيف‌ترين محاكمات قضايي مطبوعات بود كه البته با خودداري قاضي، واهمه و ترس متهم يعني مديرمسئول روزنامه و پرخاشگري شاكي(همان زنداني مشهور) خاتمه يافت. آقاي وصال مدير روزنامه ايران در دادگاه خود اعلام كرد كه خوشحالم حتي از حقوق زندانيان محترم مثل ايشان در مقابل مطبوعات دفاع و حمايت مي‌شود!

آن روز ابهت و شوكت آقاي اسماعيل تيغ زن، دادگاه و اهالي فرهنگ را به سكوت و واهمه انداخت. من كه جرات نداشتم در بين آن دعواي پرسر و صدا ضبط صوتم را از روي ميز جلوي اسمال آقا بردارم...

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مهر1387ساعت 14:55  توسط سعید جباری  | 

مطالب قدیمی‌تر