اختلاف در روزنامه خورشید سرانجام منجر به ضرب و شتم و درگيري دو خبرنگار این روزنامه با دبیر سرویس فرهنگی شد. یک عضو تحریریه روزنامه خورشید ضمن ابراز تأسف از این برخورد با اعضای تحریریه گفت : دبیر یکی از سرویسهای روزنامه حین ضرب و شتم دو خبرنگار این روزنامه به آنها میگفت : اصلاح طلبان کثیف ! آمده اید اینجا تا اخبار ما را بیرون ببرید.
در اعتراض به اقدامات خلاف قانون رئیس شورای سیاست گذاری روزنامه خورشید، ابراهیم باقری معاون سردبیر با ارسال نامه به اعضای هیات مدیره و مدیر عامل موسسه بعد از ۱۵ سال حضور در موسسه آتیه استعفای خود را نوشت.
ح. پیری از نزدیکان محمدرضا سرودلیر از ناميده شدن درياي عمان به عنوان درياي عربي در تيتر يك روزنامه خورشيد حمايت كرد. وي كه به عنوان جانشين مسئول صفحه سياسي روزنامه خورشيد در اين روزنامه مشغول به كار است، به خبرنگاران گروههاي مختلف روزنامه گفته است هيچ اشتباهي صورت نگرفته و اسم درياي عربي اتفاقا خيلي هم درست است...
آقا میدونید ایشون رو به خاطر فساد مالی از شانا اخراج کردند؟! كاش در مورد سمتهاي متعدد و همزمان آقاي م.الف در شركتهاي شستا و صندوق بازنشستگي كشوري هم اطلاعرساني ميكرديد. اين جماعت حاكم بر وزارت رفاه و تامين اجتماعي به مدد رانت و ارتباطات در رياست جمهوري اصولگرا نيستند وصولگرا هستند!... اين جملات، نظرات برخي اعضاي تحريريه خورشيد هستند كه در پستها و كامنت وبلاگهاي اين روزنامه منتشر شدهاند. صحیح یا غلط همین است که نوشته اند.

مدتي است وبلاگنويسي به اصطلاح افشاگرانه، درد خانمانسوز بعضي روزنامهها شده و از همشهري و ايرنا گرفته تا خورشيد و ديگر مطبوعات، آنها را به به زعم عده ای سوي رسوا شدن ميبرد. اين نوع وبلاگنويسي، شايد گاهي خطرناك باشد؛ آن طور كه منجر به اخراج يكي از خبرنگاران روزنامهاي دولتي شد يا اين كه باعث درگيري و شكايت ميشود. این رفتار البته خلاف اخلاق حرفهای روزنامهنگاري در داخل تحريريه است و از آنجا كه مسائل داخلي و خصوصي كاركنان يك سازمان را نه براي منافع عمومي بلكه به قصد انتقامگيري و رقابت كاري ميان فردي پرسنل افشا ميكند مورد تاييد اخلاقي نيست اما هر چه هست به نظر ميرسد چنين رفتاري در اعتراض به شرايط داخلي كار روزنامهنگاري از سوي يك تحريريه صورت ميگيرد. حال سوال اين است كه اگر يك روزنامهنگار خبرنگار يا دبير به سيستم يك مطبوعه اعتراض دارد، چرا با آنها همكاري دارد يا اين كه چرا اين اعتراض را از راههاي ديگر تعقيب نميكند؟ پاسخ هم واضح است؛ چون ناچار به تحمل ديدگاههاي خلاف سليقهاش براي داشتن شغل در يك روزنامه است و بارها اين مسئله تكرار شده كه خبرنگاران هم ناچارند براي بيكار نماندن با يك نشريه مخالف نظرشان همكاري كنند. اين يعني شغل كاذب در روزنامهنگاري. در اينجا بايستي نظام رسانهاي كشور را مورد عتاب قرار داد كه چنين به نزول ميرود و هيچ قاعده و طبقهبندي در آن قابل برنامهريزي نيست.
چند روز قبل يكي از دوستان اصلاحطلب عزيزم در روزنامه خورشيد وقتي پرسيدم چطور با اصولگرايان در خورشيد همكاري دارد جواب داد كه فرقي نميكند! به خدا بهتر است از روزنامههاي ديگري كه پول آدم را نميدهند.





