تبليغاتX
نویسه

نویسه

 

روزنامه صدای عدالت از سوی هیات نظارت بر مطبوعات توقیف و لغو مجوز شد.

ظاهرا مطلب مندرج در صفحه 9 روزنامه شماره 2229 صداي عدالت در تاريخ چهارم مردادماه از سوی هیات نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد جاري اهانت آشكار به ساحت مقدس امام خميني (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و زير سوال بردن اساس نظام جمهوري اسلامي و مصداق ماده 27 قانون مطبوعات و همچنين بندهاي (1) و (7) ماده شش اين قانون خوانده شده است. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 مرداد1388ساعت 16:1  توسط سعید جباری  | 

 

Face Book حدود نیم ساعت قبل فیلتر شد. هر چه تلاش کردیم بفهمیم دلیل چیست؟ چیزی جز حدس و گمان نصیب‌مان نشد؛ این که حامیان مهندس موسوی این فضای تعاملی را سبز رنگ کرده‌اند. شاید هم اصلا شکایت مدیریت سایت بوده؛ چون رنگ سایت را به سبز تغییر داده‌اند! به هر صورت فیلترینگ هنوز وجود دارد و البته خیلی هم دقیق است.

+ نوشته شده در  شنبه 2 خرداد1388ساعت 15:39  توسط سعید جباری  | 

طبق عادت مالوف و سنت مسبوق آن جریده، در روزنامه روز چهارشنبه نهم اردیبهشت‌ماه 1388 با نگارش دو متن مستقل اما مرتبط،‌یکی به زبان لودگی و دیگری به زبان امنیتی، این‌بار علیه اینجانب مهدی کروبی به تهمت و هتک حرمت روی آورده‌اید و دوستان و یاران مرا هم بی‌نصیب نساخته‌اید، بلکه در پرده‌دری، درهای تازه گشوده‌اید و همگان را نه در مقام روزنامه‌نویس که در جایگاه یک مقام امنیتی به وابستگی به رژیم صهیونیستی متهم کرده‌اید.

وااسفا که در جمهوری اسلامی، این نظام برآمده از خون شهدا، قلم به دست کسی افتاده که در جایگاه نمایندگی رهبری در معظم‌ترین موسسه مطبوعاتی حکومتی نه‌تنها از مشی رهبری پیروی نمی‌کند بلکه با سوءاستفاده از موقعیت شغلی خویش و جایگاهی که در مقام بهره‌مندی از اموال عمومی دارد بنگاه دروغ‌پراکنی راه انداخته و پس از عمری در پوستین خلق افتادن و نقش پراودای ایرانی را بازی کردن و هتک حرمت مراجع عظام تقلید و روشنفکران برجسته دینی و مدیران خادم ملت اکنون به سراغ فردی آمده که هرگز داعی دفاع از خویش نداشته و همواره کوشش کرده آبروی ریخته‌شده افراد و حق ناحق شده اشخاص را با وساطت و میانجیگری و میان‌داری و میانه‌روی و ریش‌سفیدی به آنان بازگرداند و همواره با این روش از جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی و راه امام پاسداری کرده است.

اکنون اما نوبت به خود من رسیده است که از عنایات و کنایات کیهان بی‌بهره نمانم و بدانم که این بنگاه دروغ‌پراکنی از تحریف مواضع مهدی کروبی ناامید شده به توهین روی آورده است. بارها از تحریف کیهان در عبارات و کلمات منسوب به خویش گذشت کردم چراکه تیغ کیهان در دریدن اعتماد مردم به اصلاح‌طلبان را کندتر از آن دیدم که نیازی به در افتادن با کیهان باشد اما اکنون که حد گذرانده‌اید و از آن بدتر افزون بر من، یارانم را نیز متهم ساخته‌اید چاره‌ای جز آن ندیدم که با شخص شما یک بار برای همیشه سخن بگویم و حجت تمام کنم تا بدانید که این بار نه با سعیدی‌سیرجانی که با مهدی کروبی سخن می‌گویید که کارنامه نیم قرن مبارزه سیاسی او و پدرش و خانواده‌اش در راه انقلاب و نظام روشن است.
البته می‌دانم که در این دیار از سعیدی‌سیرجانی تا دوست حضرتعالی سعید امامی همه از هر نوع بشر در معرض نیش قلم و قربانی بهتان شما هستند...(صفحه کامل)

+ نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 11:2  توسط سعید جباری  | 

 

دوشنبه 26 اسفند 1387 زمزمه اخراجم و تعدادی دیگر از دوستان از جمله حبیب موسوی دبیر سرویس سیاسی و وحید عسگری دبیر سیاست خارجی شنیده شد. البته طبق رسم ایرانیها که نامه ها و یا حکمی قبل از ابلاغ به مخاطب، ابتدا سر از مطبوعات و سایت ها در می آورند مثل نامه رئیس جمهور به رئیس مجلس مبنی بر اخطار قانون اساسی در باره لایحه بودجه در اسفند سال گذشته، حکم اخراج ما توسط حضرات و با استفاده از نیروهای وابسته آنها ابتدا و ابتدا سر از سایت یاری نیوز در آورد. من در مجلس بودم که این خبر را شنیدم و به سایت یاری نیوز مراجعه کردم دیدم که خبر اخراج ما در آنجا درج شد.....

+ نوشته شده در  شنبه 15 فروردین1388ساعت 16:8  توسط سعید جباری  | 

 

سال ۸۲ و ۸۳ بود كه ماه‌ها دنبال ثبت قانوني مجوز يك انجمن صنفي براي خبرنگاران و وبلاگ‌نويسان در وزارت كار مي‌دويديم! ما حداقل ۷ نفر موسس از خبرگزاري‌ها و مطبوعات بوديم كه اسامي و ليست حداقل ۵۰۰-۶۰۰ نفر از خبرگزاري‌هاي ايلنا، ايرنا،مهر...و روزنامه‌هاي مختلف مثل همشهري و...را به انضمام تعدادي از وبلاگ‌نويسان گردآوري كرده و در مرحله اول به اداره تشكل‌هاي صنفي و كارگري وزارت كار داده بوديم. مراحل مختلفي را طي كرديم و ماه‌ها تاخير و...را ديديم. اصلا انگار اداره تشكل‌هاي وزارت كار علاقمند نبود اين انجمن به ثبت برسد! ولي به هر حال دليل ما اين بود كه اولا انجمن صنفي امكان عضويت خبرگزاري‌ها در انجمن صنفي را نداشت. دوم اين كه ما برنامه‌هاي جديدي داشتيم كه در انجمن صنفي روزنامه‌نگاران قابل تحقق نبود. مثل اين كه قصد داشتيم وبلاگ نويسان را به عنوان خبرنگار داراي هويت صنفي بكنيم اما مخالفت شده بود. به هر صورت ما خودمان هم عضو انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران بوديم و هستيم اما در آن ايام شاهد بوديم چقدر بروكراسي ثبت و نظارت بر تشكيل اصناف سخت و محال است. به خصوص كه با وجود يك انجمن صنفي روزنامه نگاري امكان ثبت انجمني مشابه محال بود.سرانجام اين حركت به نتيجه نرسيد يا نرسانديمش و...

اما تاسيس يا اعلام وجود يك انجمن صنفي جديد در حوزه روزنامه نگاري با اين فضا قابل تامل است. اين اتفاق ضمن اين كه به عنوان يك رفتار مدني شايسته به نظر مي‌رسد اما از سويي ديگر مورد نقد قرار دارد كه با طرح چند سوال به آن مي‌پردازم. 

۱- اگر چنين انجمني قصد تاسيس و اعلام وجود داشته است چرا فراخوان و درخواست عضويت آن در بين تمام مطبوعات اعم از روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها منتشر نشده و عده بسياري از خبرنگاران و مطبوعاتي‌ها از آن بي‌اطلاع‌اند؟ بحث چپ و راست نيست. امروز حداقل اين خبر را از ۵-۶ نفر روزنامه نگار چند شغله در مطبوعات جويا شدم كه اصلا از اعلام وجودش هم تعجب كردند. اين مسئله باعث مي‌شود گمانه زني نسبت به سياسي بودن چنين انجمني شايع شود. همان طور كه از اسامي ذكر شده روشن است اغلب اعضاي آن از مديران (نه خبرنگاران) خبرگزاري‌‌هاي دولتي و اصولگرا هستند كه قبلا هم حضورشان در برخي نهادهاي مرتبط با رسانه و دولت ديده مي‌شد.

۲- سوال دوم اين است كه سوابق حرفه‌اي اين مديران رسانه‌اي كه عضو هيئت مديره اصلي اين انجمن معرفي شده‌اند چقدر با اصول و آرمان‌هاي صنفي در حوزه مطبوعات سنخيت و تطبيق دارد؟ پاسخ به اين سوال نيازمند آن است كه پايگاه رسانه‌اي اين افراد را روشن و بررسي كنيم. به عبارتي براي نمره دادن به شايستگي روزنامه‌نگاران بگوييم مثلا خبرگزاري فارس يا روزنامه رسالت يا ايرنا به عنوان يك رسانه فارغ از مسائل سياسي مي‌توانند در حركت‌هاي صنفي و حرفه‌اي، هدايت و سكان‌داري جامعه مطبوعات و روزنامه‌نگاري ايران را بر عهده بگيرند؟ پاسخ بنده به عنوان كسي كه هم در رسانه‌هاي جناح راست مدت كوتاهي بوده‌ام و هم در مطبوعات اصلاح‌طلب به اين سوال منفي است. يعني متاسفانه تجربه و عملكرد  اين خبرگزاري‌ها در دو سه سال اخير صرفا در حوزه امور صنفي و همكاري يا رقابت با ديگر رسانه‌ها و خبرگزاري‌ها نشان داده است كه نمي‌توانند رقيب يا منتقد يا رسانه مخالف را تحمل كنند. براي نمونه در جهت اثبات اين ادعا مي‌توان به خبرهايي اشاره كرد كه اين خبرگزاري‌ها در تخريب خبرگزاري ديگر برخلاف اخلاق حرفه‌اي و تنها براساس رقابت سياسي منتشر كردند. اصولا در امور صنفي همان طور كه تاريخ انجمن‌ها و خانه‌هاي صنفي گذشته نشان مي‌دهد اصل بر همكاري و حفظ حرمت صنفي است. حال اگر اين انجمن بگويد ما "خواسته‌ايم از اعضاي خود دفاع كنيم يا اين كه فعاليت صنفي حق ماست" بايد جواب بدهم كه در اين صورت نبايستي يك عنوان يا نام فراگير يا سراسري (روزنامه نگاران ايران) براي آن انتخاب مي‌كردند. چرا كه اين كار يعني مصادره هويت تمام روزنامه‌نگاري ايران.

۳- سوال نهايي و كلي‌تر اين است كه اين انجمن چه نيازي را از خبرنگاران و رسانه‌ها پاسخ مثبت خواهند داد؟ در حالي كه هنوز وزارت ارشاد، صندوق حمايت از نويسندگان، انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران، انجمن روزنامه‌هاي غيردولتي، انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان، خانه‌هاي مطبوعات، انجمن‌هاي صنفي داخلي مطبوعات و خبرگزاري‌ها و چندين نهاد ديگر نتوانسته‌اند نيازهاي اساسي روزنامه‌نگاران و خبرنگاران را برطرف كنند. باز هم براي اثبات اين ادعا بايد بگويم متاسفانه هنوز بسياري از خبرنگاران در برخي خبرگزاري‌ها با مشكلات اوليه و اساسي مثل قرارداد، بيمه و ميزان حقوق مواجه هستند.

به هر  صورت ضمن احترام به تمام دست‌اندركاران افتتاح اين انجمن نوپا كه بسياري‌شان از دوستان و همكارانم هستند، تاكيد من اين است كه بايستي انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران را اصلاح و تقويت كنيم و اين رويكردهاي چندگانه به اهداف صنفي به نظر بنده اصلا مفيد و مثبت نيست و روز به روز اوضاع روزنامه‌نگاري ايران را تضعيف مي‌كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 اسفند1387ساعت 18:20  توسط سعید جباری  | 

مطالب قدیمی‌تر